تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
گروه دوم معتقد شده‌اند كه منظور از اقتضاء ، جزئيت است يعنى امر به يك شىء به دو بخش تحليل مىشود 1 - لزوم انجام دادن آن كار 2 - نهى از ضد آن . و بنابراين امر به يك شىء به صورت تضمنى دلالت بر نهى از ضد مىكند . و دسته سوم مىگويند در اينجا نه مسئله جزئيت مطرح است و نه مسئله عينيت . يعنى دلالت مطابقه و تضمن وجود ندارند بلكه اقتضاء به معناى تلازم است و لازمه امر به يك شىء ، نهى از ضد آن مىباشد . بنابراين امر به يك شىء به صورت التزامى دلالت بر نهى از ضد دارد . دوم اينكه منظور از كلمه « ضد » چيست ؟ بطور كلى « ضد » دو معنا دارد كه عبارتند از : 1 - ضد عام 2 - ضد خاص . ضد عام يعنى صرف ترك كردن مأمور به كه البته اين داراى عنوان وجودى نيست بلكه يك امر عدمى است چرا كه انجام دادن نماز يك فعلى است كه مكلف آن را در خارج به وجود مىآورد و انجام مىدهد و ضد نماز يعنى ترك نماز كه اين ترك يعنى انجام ندادن نماز . و انجام ندادن يك امر عدمى است . اما ضد خاص عبارت است از هر كار ديگرى غير از مأمور به . يعنى مثلا در همان مثال نماز ، مكلف به كارهاى ديگرى مشغول شود به‌طورى كه اشتغال به آن كارها باعث ترك شدن نماز گردد و بنابراين ، ضد خاص يك امر وجودى است . با توجه به اين نكته معلوم مىشود كه مسئله ضد در قالب دو عنوان ، مورد بحث و بررسى قرار خواهند گرفت 1 - آيا امر به يك شىء اقتضاى