بايد با غسل و وضو باشد اما طهارت بدن و لباس از خبس ، شرط ظاهرى است يعنى همينكه ظاهرا بدن و لباس نمازگزار پاك باشد براى صحت نماز كافى است . حال اگر كسى قبلا وضو داشته و حالا شك كند كه آيا وضوى من باطل شده يا نه ؟ در اينجا او با وضو بودن را استصحاب مىكند و نماز مىخواند اما اگر بعد از نماز يقين كرد كه وضو نداشته قطعا نماز او باطل است و بايد اعاده كند و اگر وقت ، گذشته بايد قضا نمايد چرا كه طهارت از حدث ، شرط واقعى نماز مىباشد و او در موقع نماز خواندن ، آن شرط را نداشته است پس در اين موارد عمل انجام شده مجزى نيست . اما حالا فرض كنيد كه او در مورد لباس يا بدنش كه قبلا طاهر بوده شك كند و نداند كه آيا نجاستى به لباس او رسيده يا نه ؟ در اينجا نيز براساس استصحاب ، حكم به طاهر بودن لباس مىشود اما اگر او بعد از نماز يقين كند كه لباسش نجس بوده است اشكالى متوجه نماز قبلى نيست و عمل انجام گرفته قطعا مجزى خواهد بود چرا كه طهارت بدن و لباس از شرائط ظاهرى مىباشد .
-
الفصل الرابع : مقدمة الواجب ( بخش چهارم پيرامون مقدمهء واجب )
يكى از بحثهاى مفصل و دامنهدار در علم اصول ، بحث مقدمهء واجب است . قبل از اينكه به اصل مطلب بپردازيم لازم است با تعريف مقدمه و محل نزاع در اين مسئله آشنا شويم .