اشكالى كه به اين استدلال وارد شده اين است كه گفتهاند : اسباب مغفرت منحصر در واجبات نيست بلكه مستحبات هم از اسباب مغفرت و موجب آمرزش مىباشند بنابراين معلوم مىشود كه مسارعت بسوى اسباب مغفرت ، همان گونه كه شامل سرعت كردن به سوى واجبات است ، قطعا شامل مسارعت بسوى مستحبات هم خواهد بود چرا كه مستحبات هم سببى براى مغفرت هستند و اين در حالى است كه اساسا ترك كردن و انجام ندادن مستحبات جايز است پس چطور ممكن است كه سرعت كردن بسوى چيزى كه ترك آن جايز است واجب باشد ؟ و لذا از اينجا معلوم مىشود كه فعل امر « سارعوا » از اوامر مستحبى است و دلالت بر وجوب ندارد چرا كه سرعت كردن بسوى مستحبات ، واجب نيست ( دقت شود ) .
2 - دومين آيهاى كه براى وجوب فوريت در انجام دادن واجبات به آن استدلال شده است ، اين آيه شريفه است كه مىفرمايد :
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ *
( مائده / 48 ) يعنى در كارهاى خير از يكديگر پيشى بگيريد . و نحوهء استدلال به اين آيه نيز شبيه به استدلال به آيه قبل است زيرا گفتهاند : اولا فعل امر دلالت بر وجوب دارد پس فعل « استبقوا » دلالت مىكند بر اينكه سبقت گرفتن بسوى خيرات واجب است . ثانيا واجبات و دستورات دينى از مهمترين مصاديق خيرات هستند . پس نتيجه مىگيريم كه سبقت گرفتن و عجله كردن براى انجام واجبات و دستورات الهى واجب است ! .
اشكالى كه به استدلال به اين آيه شده اين است كه واژهء « سبقت » معمولا در جايى استعمال مىشود كه دو يا چند نفر در صدد پيشى