در اينجا بعضى از اصوليين گفتهاند اگرچه نفس فعل امر دلالت بر فور يا تراخى ندارد اما آياتى از قرآن كريم دلالت بر فوريت مىكنند و در اين رابطه به دو آيه استناد كردهاند .
1 - آيه شريفهء
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
( آل عمران / 133 ) يعنى بشتابيد بسوى مغفرت و آمرزش از ناحيهء پروردگارتان و بهشتى كه گستردگى آن به اندازهء آسمانها و زمين است و براى پرهيزكاران مهيا شده است .
نحوهء استدلال به اين آيه به اين صورت است كه گفتهاند : اولا فعل امر ، دلالت بر وجوب دارد پس فعل امر « سارعوا » دلالت مىكند كه سرعت كردن ، واجب است . ثانيا مغفرت و آمرزش از افعال خداوند است و بر اين اساس معنا ندارد كه ما به كار خداوند سرعت كنيم يعنى ما مىتوانيم به كارهايى سرعت كرده و فورا انجام دهيم كه در تحت قدرت ما باشد اما آمرزش و مغفرت كه از افعال ما نيست و در تحت اراده و اختيار ما قرار ندارد كه بتوانيم به سمت آن سرعت كرده و فورا آن را انجام دهيم پس مراد خداوند در اين آيه اين است كه به سمت اسباب مغفرت بشتابيد يعنى كارهايى كه موجب بخشش و آمرزش مىشوند را فورا انجام دهيد . ثالثا مهمترين اسباب مغفرت ، انجام دستورات خداوند مىباشد پس امورى كه خداوند به آنها امر كرده است بايد فورا انجام شوند . در نتيجه اين آيهء مباركه دلالت مىكند بر اينكه انجام دادن مأمور به و چيزى كه به آن امر شده واجب فورى است ! .