الامر او مادته زيرا دليلى كه بخواهد بر مره و تكرار دلالت كند يا هيئت امر است و يا مادهء امر فالهيئة وضعت لنفس البعث و المادة وضعت لصرف الطبيعة پس هيئت امر [ مانند وزن « افعل » ] براى خود بعث و تحريك وضع شده است و مادهء امر [ مانند « ض - ر - ب » در اضرب ] براى صرف طبيعت [ و نوع عملى كه بايد انجام شود ] وضع شده است فليس هناك ما يدل على المرة و التكرار پس در اينجا چيزى كه دلالت بر مره و تكرار كند وجود ندارد و استفادتهما من اللفظ بحاجة الى دليل و استفاده كردن مره و تكرار از نفس لفظ امر ، نيازمند دليل است [ كه ظاهرا چنين دليلى هم وجود ندارد ] .
-
المبحث السادس : الفور و التراخى ( بحث ششم در مورد فوريت اطاعت يا جايز بودن تأخير انداختن امتثال امر )
در بعضى از واجبات به دلائل خاصى لازم است كه مكلف فورا آن را انجام دهد و تأخير انداختن آن از اولين لحظهاى كه انجام دادن آن ممكن است جايز نيست مانند جواب سلام يا انجام مناسك حج پس از استطاعت اما در بعضى از واجبات ديگر به دلائل خاصى كه وجود دارد تأخير انداختن آنها اشكالى ندارد و لازم نيست كه مكلف فورا آن واجب را انجام دهد مانند اقامهء نماز بعد از دخول در وقت كه مكلف تا آخر وقت مىتواند نماز را به تأخير بياندازد اگرچه انجام آن در اول وقت مستحب