الاحتمالين يكون الكلام مجملا و به خاطر اين دو احتمال [ كه از يك طرف ممكن است گوينده بر منع سابق تكيه كرده باشد و از طرف ديگر ممكن است كه آمر اصلا توجهى به منع قبلى نداشته باشد و هيچيك از اين دو احتمال هم بر ديگرى رجحان ندارد ، ] جملهء امرى كه بعد از ممنوعيت صادر شده مجمل مىباشد نعم اذا قامت القرينة على ان المراد هو رفع الحظر فهو امر آخر خارج عن البحث البته اگر قرينهاى قيام كند بر اينكه منظور امركننده ، برداشتن منع و نهى است پس اين مطلب ديگرى است كه از محل بحث و نزاع خارج است [ چرا كه در صورت وجود قرينه يقينا به همان قرينه و دليل عمل مىشود ] .
-
المبحث الخامس : المرة و التكرار ( بحث پنجم در مورد مرّه و تكرار )
در بعضى از واجبات دلائل خاصى وجود دارد كه وقتى مكلف يكبار آن واجب را انجام داد برىء الذمه مىشود و نيازى به تكرار كردن و انجام دوبارهء آن عمل نيست مانند حج كه براساس روايات موجود ، در تمام عمر تنها يكبار واجب مىشود كما اينكه در بعضى از واجبات ديگر دلائل خاصى وجود دارند كه بر مكلفين لازم است كه آن واجب را مكررا انجام دهند مانند نماز و روزه كه بر مسلمانان واجب است هر روز نماز بخوانند يا هر سال كه ماه رمضان را درك كردند روزه بگيرند . اما در پارهاى از موارد ممكن است دليلى بر لزوم تكرار يا عدم تكرار وجود نداشته باشد كه در اينجا اين بحث مطرح مىشود كه آيا صيغهء امر