تمام اين موارد اگرچه در معناى حقيقى خودشان يعنى خبر دادن از وجود چيزى در آينده به كار رفتهاند لكن بداعى الطلب و البعث اما اين جملههاى خبرى به انگيزهء طلب و بعث و تحريك مكلفين استعمال شدهاند و قد عرفت ان بعث المولى لا يترك بلا دليل و شما هم دانستيد كه تحريك و برانگيختن مولى ، بدون دليل نبايد ترك شود .
-
المبحث الرابع : الامر عقيب الحظر ( بحث چهارم پيرامون امر بعد از ممنوعيت )
در مباحث قبل دانستيم كه فعل امر دلالت بر بعث و برانگيختن مكلف براى انجام دادن مأمور به دارد و عقلا از آن بعث و تحريك ، لزوم و وجوب اطاعت استفاده مىشد مگر آنكه با دليل و قرينهء خاصى ، معلوم مىشد كه مراد امركننده استحباب بوده است . اما در مبحث كنونى اين مطلب مورد بررسى قرار مىگيرد كه در پارهاى از موارد ما با فعلهاى امرى مواجه هستيم كه بعد از ممنوعيت و نهى صادر شدهاند . به عبارت ديگر اينكه گاهى اوقات ممكن است چيزى حرام باشد ولى پس از مدتى به همان شىء حرام كه قبلا از آن نهى شده بود امر مىشود كه در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه آيا امر بعد از ممنوعيت و حظر نيز مانند ساير فعلهاى امر ، دلالت بر وجوب دارد يا نه ؟ مثلا فرض كنيد شخص بيمارى به پزشك مراجعه كرده و دكتر به او گفته كه فلان غذا را نبايد بخورد . بعد از مدتى كه همان شخص به دكتر مراجعه مىكند پزشك علائم بهبودى را در او مىبيند و به او مىگويد آن غذايى را كه قبلا منع