امام ( ع ) به جاى اينكه بگويند : « صلّ » يا « اعد الصلاة » يعنى نماز را بخوان يا آن را اعاده و تكرار كن ، فرمودهاند : « تعيد صلاتك » يعنى تو نمازت را اعاده مىكنى .
اينگونه جملات خبريه يا فعلهاى مضارع علاوه بر اينكه دلالت بر وجوب مىكنند ، دلالتشان بر وجوب قوىتر از دلالت فعل امر هم مىباشد زيرا در فعل امر ، مولى صرفا امرى را صادر كرده و چيزى را طلب نموده است و خودش هم مىداند كه عملا بردهء او از دو حال خارج نيست يا مطيع و فرمانبردار است و مأمور به را انجام خواهد داد و يا اينكه عصيان كرده و مورد امر را ترك خواهد نمود يعنى در موقع صدور امر ، خود مولى متوجه اين مسئله هم است كه شايد امر او اطاعت نشود . اما وقتى كه او از جملهء خبريه يا فعل مضارع استفاده مىكند ، مثل اين است كه مولى تحقق مطلوب خود را قطعى و مسلّم فرض كرده بهطورىكه الآن پيشاپيش از وقوع آن خبر داده است و به نوعى او اظهار كرده كه يك صورت بيشتر در ذهن او متصور نيست و آنهم تحقق مطلوب است بهطورىكه او قلبا راضى نمىشود كه صحنهء واقع را خالى از آن مطلوب ببيند .
پس اگر گفته شود
أَوْفُوا بِالْعَهْدِ
( اسراء / 34 ) در اينجا صرفا مولى امر كرده كه مسلمانان به عهد خود وفادار باشند و البته او دو صورت را هم تصور كرده است 1 - اطاعت مردم از اين امر 2 - عصيان و نافرمانى مردم نسبت به اين امر . اما وقتى كه مولى بگويد : المؤمنون عند شروطهم ( الاستبصار ج 3 ص 232 ح 835 ) يعنى مؤمنين در نزد شرطشان هستند ، با اين جمله در واقع مولى يك صورت را بيشتر تصور ننموده و آنهم