وفادارى به شرط است يعنى در قالب اين جمله مولى اظهار مىدارد كه قلبا راضى به اين نيست كه مؤمنى بر خلاف شرط يا تعهد خود عمل كند .
پس خلاصهء مطلب اينكه در پارهاى از موارد ممكن است كه حكم وجوب از جملات يا قالبهاى ديگرى غير از فعل امر هم استفاده شود .
عبارت كتاب چنين است :
ان للقرآن و السنة اساليب اخرى فى بيان الوجوب و الالزام غير صيغة الامر بهدرستى كه در قرآن و روايات شكلها و قالبهاى ديگرى غير از فعل امر وجود دارد كه از آنها هم وجوب استفاده مىشود فتارة يعبر عنه بلفظ الفرض و الكتابة پس گاهى از وجوب ، با لفظ « فرض » يا « كتابت » تعبير مىكنند [ چون كلمههاى فرض يا كتب به معناى وجب هستند ] مثل قوله سبحانه
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ
( التحريم / 2 ) مانند آيه شريفهاى كه مىفرمايد به تحقيق كه خداوند واجب كرد بر شما كفارهء شكستن قسمهايتان را و قال
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
( البقرة / 182 ) و باز خداوند مىفرمايد : روزه بر شما واجب شد و قال
إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً
( النساء / 103 ) و باز خداوند مىفرمايد : بهدرستى كه نماز بر مؤمنين واجب است با وقت خاص . و اخرى يجعل الفعل على عهدة المكلف و صورت ديگر [ براى واجب كردن اينكه ] كارى را برعهدهء مكلف قرار دهند قال [ مانند آيه شريفهء ] كه مىفرمايد
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ