ما به نتايج زير مىرسيم 1 - ان المدلول المطابقى لهيئة افعل هو انشاء البعث اول اينكه معناى مطابقى فعل امر همان انشاء بعث و تحريك كردن است 2 - الوجوب و لزوم الامتثال مدلول التزامى لها به حكم العقل دوم اينكه وجوب و لزوم اطاعت مدلول التزامى فعل امر است كه به كمك حكم عقل فهميده مىشود .
-
المبحث الثالث : استفادة الوجوب من اساليب اخرى ( بحث سوم پيرامون بدست آوردن وجوب از قالبها و جملات ديگر )
در اينجا اين نكته بيان مىشود كه بدست آوردن حكم وجوب ، اختصاص به فعل و هيئت امر ندارد بلكه در بسيارى از موارد ممكن است از جملههاى خبرى و يا فعل مضارع و امثال آن نيز حكم وجوب استفاده شود .
مثلا در روايات زيادى ما مىبينيم كه به جاى فعل امر از فعل مضارع استفاده شده است . فرض كنيد شخصى از امام ( ع ) سؤال كرده كه فردى غسل جنابت را انجام داده و بعد از غسل ، متوجه شده كه چيزى مانند رنگ در يكى از اعضايش بوده كه مانع از رسيدن آب به بدن مىباشد و او بعد از غسل آن را ديده است حال غسل او چه حكمى دارد ؟ و امام ( ع ) در پاسخ او بجاى اينكه بفرمايند « ليغتسل » يعنى بايد غسل كند ، فرمودهاند « يغتسل » يعنى او غسل مىكند يا فرمودهاند « يعيد الغسل » يعنى او غسل را اعاده مىكند . يا مثلا كسى از امام ( ع ) سؤال كرده كه من نمازم را با فلان كيفيت خواندهام آيا نماز من صحيح است يا نه ؟ و