پس لازمهء اين مطلب آن است كه هيئت امر مشترك لفظى باشد بين معانى گوناگون مانند بعث و تعجيز يا تمنى و آرزو و امثال آن . [ پس چرا گفتيد فعل امر تنها براى بعث و تحريك وضع شده است ؟ ]
الجواب : ان هيئة افعل قد استعملت فى جميع الموارد فى البعث الى المتعلق و الاختلاف انما هو فى الدواعى جواب اين پرسش آن است كه هيئت و فعل امر در همهء آن موارد ، در يك معناى واحد يعنى بعث و تحريك بسوى متعلق امر استعمال شده است اما تفاوت اين موارد مربوط به قصد و انگيزههاى بعث مىباشد فتارة يكون الداعى من وراء البعث هو ايجاد المتعلق فى الخارج پس گاهى انگيزهايى كه پشت آن بعث و تحريك وجود دارد همان ايجاد متعلق امر ( يعنى چيزى كه به آن امر شده ) مىباشد و اخرى يكون الداعى هو التعجيز و گاهى انگيزهء از بعث و تحريك ، همان بيان عجز است و ثالثة التمنى و انگيزهء سوم [ براى تحريك و بعث ] ممكن است تمنى و آرزو باشد و رابعة الانذار كقوله تعالى
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
( التوبة / 105 ) و انگيزهء چهارم [ براى بعث و تحريك ] ممكن است انذار و ترساندن باشد مانند گفتار خداوند متعال كه مىفرمايد [ به كفار يا مشركان بگو ] هرچه مىخواهيد انجام دهيد كه خداوند و رسول او و مؤمنان كردار شما را مىبينند الى غير ذلك من الدواعى و غير اينها از انگيزههاى ديگرى كه براى بعث و برانگيختن وجود دارد ففى جميع الموارد يكون