نتيجه مىگيريم كه مشتق براى اعم وضع شده و حتى شامل ذاتى كه سابقا آن خصوصيت را داشته و الآن ندارد هم مىشود !
مؤلف محترم كتاب در پاسخ به اين استدلال مىگويند : اسناد و نسبت دادن مشتق به يك چنين فردى در زمان كنونى دو صورت دارد .
الف ) صورت اول اينكه زمان اسناد و نسبت دادن قتل به او با زمانى كه آن عمل در ظرف آن اتفاق افتاده متحد و يكى باشد مثل اينكه گفته شود « زيد قاتل امس » يعنى زيد قاتل است در گذشته . كه در اين صورت ، نسبت دادن قتل به او حقيقى است چرا كه ما در زمان حال ، خبر از گذشته دادهايم .
ب ) صورت دوم آن است كه زمان اتفاق افتادن آن عمل ( يعنى زمان تلبس زيد به قتل ) با زمانى كه قتل را به او نسبت مىدهيم فرق داشته باشد مانند اينكه چون زيد در گذشته مرتكب قتل شده ما امروز آن كار را به او نسبت بدهيم و بگوييم « زيد قاتل الآن » كه در اين صورت اين اسناد و نسبت دادن قتل در زمان حال به خاطر كارى كه در گذشته انجام شده مجازى بوده و حقيقت ندارد چرا كه زيد هماكنون مرتكب قتل نشده است . ( دقت شود )
عبارت كتاب چنين است :
استدل المشهور على ان المشتق موضوع للمتلبس بالمبدا بالفعل بامرين مشهور اصوليين [ نسبت به اين مسئله كه ] مشتق براى ذات متلبس به مبدأ در زمان حال وضع شده است به دو دليل استدلال كردهاند 1 - التبادر دليل اول ، تبادر است ان المتبادر من المشتق هو المتلبس بالمبدا
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٢٣