بالاخص پس بنا بر نظريه اخص ( قول اول ) يكون مصداقه منحصرا فى الذات المتلبسة مصداق مشتق منحصرا آن ذاتى است كه متلبس و متصف به مبدأ هست و على القول بالاعم يكون مصداقه اعم من هذه و مما انقضى عنها المبدأ اما بنا بر نظريهء اعم ( قول دوم ) مصداق مشتق [ مفهومى عام خواهد بود كه ] هم شامل ذات متلبس و متصف مىشود و هم شامل ذاتى كه سابقا متلبس بوده و الآن مبدأ خود را از دست داده و منقضى شده است .
* * * در اينجا آيت اللّه سبحانى به دلائل اين دو نظريه اشاره كرده و مىفرمايند : مشهور اصوليين معتقدند كه مشتق تنها براى ذاتى وضع شده است كه هماكنون متلبس به مبدأ باشد و اينها به دو دليل استناد كردهاند .
1 - تبادر - توضيح مطلب آن است كه وقتى ما يكى از مشتقات را به ذاتى نسبت مىدهيم آنچه به ذهن انسان تبادر مىكند و فورا به ذهن مىآيد ذاتى است كه هماكنون متلبس به مبدأ هست نه ذاتى كه سابقا آن ويژگى را داشته و از دست داده است مثلا اگر گفته شود « اكرم الفقير » مراد فردى است كه الآن فقير است نه آنكسى كه سابقا فقير بوده و هم اكنون غنى شده است . به عبارت ديگر اينكه با شنيدن لفظ « فقير » آنچه به ذهن تبادر مىكند فردى است كه فعلا دچار فقر است نه كسى كه در گذشته فقير بوده است .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٢١