اشكال مىشود به اينكه ان اجراء المشتق على الموضوع فى المثال المذكور يتصور على وجهين بهدرستى كه اطلاق مشتق بر اين ذات در مثالى كه ذكر شد به دو صورت قابل تصور است الف ) ان يكون زمان التلبس بالمبدا فى الخارج متحدا مع زمان النسبة الكلامية كأن يقول زيد ضارب امس حاكيا عن تلبسه بالمبدا فى ذلك الزمان صورت اول اينكه زمان تلبس ذات به مبدأ در خارج با زمان نسبت دادن عمل به او در جمله ، متحد و يكى باشد مثل اينكه گفته شود : زيد زننده است در گذشته . [ و اين جمله را ] براى حكايت كردن از اتصاف آن ذات ( زيد ) به آن مبدأ ( عمل زدن ) در زمان گذشته گفته باشند فهو حقيقة و معدود من قبيل المتلبس كه اين اسناد ، حقيقى بوده و از مصاديق متلبس به مبدأ به حساب مىآيد لان المراد كونه ضاربا فى ذلك الظرف زيرا كه مراد گوينده اين است كه زيد در زمان گذشته زننده بوده است ب ) ان يكون زمان التلبس بالمبدا فى الخارج مختلفا مع زمان النسبة الكلامية صورت دوم اينكه زمان تلبس ذات به مبدأ در خارج با زمان نسبت دادن عمل به او متفاوت باشد كأن يقول زيد - باعتبار تلبسه بالمبدا امس - ضارب الآن مثل اينكه چون زيد در گذشته متلبس به مبدأ بوده [ و عمل زدن را انجام داده ] گفته شود زيد هماكنون زننده است ! فالجرى مجاز و من قبيل ما انقضى عنه المبدأ پس اينگونه اطلاق ، مجازى بوده و از مصاديق و مواردى است كه مبدأ آنها منقضى شده است .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٢٦