تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
دليله الخاص در حالى كه مجتهد دليل مخصوص هر حكم را هم بررسى كرده و مىداند . -

و الاصول و اليك بيان امور ثلاثة

1 - پس از روشن شدن معناى اصطلاحى فقه ، به بررسى و تحليل معناى اصول مىپردازيم . اصول جمع اصل و در لغت به معناى آن چيزى است كه شىء ديگر برآن بنا نهاده مىشود اما در اصطلاح ، اصول عبارت است از قواعد و قوانينى كه مجتهد به وسيله آنها به استنباط احكام شرعى مىرسد . و لذا علم اصول هم علمى است كه بحث مىشود در آن از قواعدى كه در جهت استنباط احكام شرعى قرار دارند و شخص مجتهد به كمك آنها دستورات دينى را از ادله استنباط مىنمايد . مثلا وقتى مجتهد با اين مسئله روبرو مىشود كه ارتباط يك مرد با همسرش در حال حيض چه حكمى دارد ؟ به آيه شريفه 222 سوره بقره مراجعه مىكند كه فرموده است
فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
و چون « فاعتزلوا » فعل امر است و امر ظاهر در وجوب مىباشد ، فقيه فتوا به وجوب دورى شوهر از همسرش در حال حيض مىدهد و چون مثلا امر به شىء مقتضى نهى از ضدش است دانسته مىشود كه پس مباشرت با زن در حال حيض حرام است . واضح است كه ظهور امر در وجوب ، يا مسئله اقتضاء امر به شىء نسبت به نهى از ضدش على فرض ثبوته و دلالته كه توضيح مفصل آن خواهد آمد دو قانونى است كه در مسير استنباط يك حكم شرعى قرار گرفته‌اند و علم اصول هم از همين قوانين كلى بحث مىكند . بنابراين علم
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 12 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت