[ وضو گرفتن با چنين آبى ] شامل اين مورد نمىشود و لو قلنا بانه موضوع لما تلبس به و لو آنا ما فيكون الاطلاق حقيقيا و الدليل شاملا له اما اگر بگوييم كه مشتق وضع شده براى ذاتى كه متلبس به مبدأ شده باشد اگرچه يك لحظه [ يعنى و لو اينكه در گذشته متلبس بوده و الآن نيست ] پس اطلاق مشتق ( و وصف مسخن بالشمس بر آبى كه سابقا گرم بوده و الآن گرم نيست ) حقيقت خواهد داشت و در نتيجه دليل روايى [ كراهت وضو گرفتن با چنين آبى ] شامل اين آب خواهد شد و المشهور انه موضوع للمتلبس بالفعل و نظر مشهور اصوليين اين است كه مشتق براى ذاتى كه هماكنون متلبس و متصف به مبدأ هست وضع شده است و قبل الخوض فى المقصود نقدم امورا و قبل از ورود به اصل مطالب چند امر را مقدمتا ذكر مىكنيم .
-
1 - الفرق بين المشتق النحوى و الاصولى ( تفاوت بين مشتق نحوى با مشتق اصولى )
اين مسئله با توجه به توضيحاتى كه در ابتداى اين فصل ذكر شد كاملا روشن است . در اينجا تنها چيزى كه بايد گفته شود اين است كه نسبت بين مشتق اصولى و نحوى ، عموم و خصوص من وجه است بهطورى كه مشتق نحوى و اصولى در پارهاى از مصاديق مشترك بوده و در بعضى از موارد هم متفاوت مىباشند .
المشتق عند النحاة يقابل الجامد فيشمل الماضى و المضارع و الامر و النهى و اسم الفاعل و مصادر ابواب المزيد يعنى مشتق ، در نزد نحوى