حقيقى است و در ساير موارد مجازى خواهد بود كه در ادامه مباحث اين بخش ، به دلائل هر دو گروه اشاره خواهد شد .
عبارت كتاب چنين است :
انه اتفقت كلمتهم بهدرستى كه اتفاقنظر دارند همهء اصولىها على ان المشتق حقيقة فى المتلبس بالمبدا بالفعل بر اينكه مشتق حقيقت است در ذاتى كه هماكنون متلبس و متصف به مبدأ است و مجاز فيما يتلبس به فى المستقبل و نسبت به ذاتى كه در آينده متلبس و متصف به مبدأ خواهد شد مجاز است و اختلفوا فيما انقضى عنه التلبس و اختلاف دارند در مورد ذاتى كه تلبس و اتصافش به مبدأ منقضى شده [ و آن ويژگى را از دست داده است ] مثلا اذا ورد النهى عن التوضؤ بالماء المسخن بالشمس مثلا وقتى [ مىبينيم كه در روايات ] وارد شده كه وضو گرفتن با آبى كه به واسطه تابش خورشيد گرم شده كراهت دارد فتارة يكون الماء موصوفا بالمبدا بالفعل پس گاهى اين آب هماكنون متصف به مبدأ است [ يعنى هماكنون به واسطه خورشيد گرم شده ] و اخرى يكون موصوفا به فى المستقبل و گاهى در آينده متصف و متلبس به مبدأ خواهد شد [ يعنى الآن اين آب گرم نشده اما در ساعات آينده به واسطه تابش خورشيد ، گرم خواهد شد ] و ثالثة كان موصوفا به لكنه زال و برد الماء و صورت سوم اينكه اين آب در گذشته متلبس و متصف به مبدأ بوده اما الآن اتصافش را از دست داده و آب ، سرد شده
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٠٧