تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
است [ يعنى سابقا اين آب به واسطه تابش خورشيد گرم بود اما هم‌اكنون گرماى خود را از دست داده و سرد شده است ] فاطلاق المشتق على الاول حقيقة و دليل الكراهة شامل له پس اطلاق مشتق ( يعنى وصف مسخّن بالشمس [ گرم شده به وسيله خورشيد ] ) بر اين آب در صورت اول كه هم‌اكنون آب ، گرم است حقيقى بوده و دليل كراهت [ يعنى روايتى كه مىگويد وضو گرفتن با اين آب مكروه است ] شامل آن خواهد بود كما ان اطلاقه على الثانى مجاز لا يشمله دليلها چنان كه اطلاق مشتق ( و وصف مسخّن بالشمس ) بر اين آب در صورت دوم كه هنوز آب گرم نشده و در آينده گرم خواهد شد مجاز است و دليل كراهت [ يعنى آن روايات ] شامل اين مورد نمىشوند و اما الثالث اما صورت سوم كه اين آب سابقا گرم بوده ولى هم‌اكنون گرماى خود را از دست داده و سرد شده فكونه حقيقة او مجازا پس اينكه آيا مشتق [ در مورد آن ] حقيقت است يا مجاز و بالتالى شمول دليلها له و عدمه و در نتيجه آيا دليل كراهت شامل اين آب مىشود يا نه مبنى على تحديد مفهوم المشتق [ حل اين مسئله ] وابسته بر روشن شدن مفهوم مشتق است فلو قلنا بانه موضوع للمتلبس بالمبدا بالفعل يكون الاطلاق مجازيا و الدليل غير شامل له پس اگر ما گفتيم كه مشتق وضع شده براى ذات متلبس به مبدأ در زمان كنونى در اين صورت اطلاق مشتق ( و وصف مسخّن بالشمس بر آبى كه سابقا گرم بوده ولى الآن گرم نيست ) مجازى خواهد بود و دليل كراهت
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 108 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت