تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
( 1 ) خيمه‌اش بيرون و پيش ما آمد . دربارهء حسين از او پرسيديم ، گفت : در مورد او نيازى به اسلحه نيست - كوچكتر از آن است كه در مقابل اسلحه مقاومت كند . من به او گفتم : تو كه خود با او و پدرش جنگ كرده‌اى اين چنين مىگويى ؟ عبد الله بن عمرو مرا دشنام داد و من هم دشنامش دادم . و چون از مكه بيرون آمديم و كنار چاه آبى به نام تعشار كه از خود ما بود رسيديم از هر كسى كه عبور مىكرد دربارهء حسين مىپرسيديم ، سرانجام به گروهى از مسافران كه از كنار ما مىگذشتند با صداى بلند گفتيم حسين بن على چه كرد ؟ گفتند : كشته شد . من گفتم : خداوند سزاى عبد الله بن عمرو را بدهد كه كار خود را كرد . سفيان بن عيينة مىگفته است : فرزدق سخن عبد الله بن عمرو را درست معنى نكرده است ، عبد الهل گفته اسلحه بر حسين كارگر نيست وانگهى با سرنوشتى كه براى او مقدر شده است كشته شدن براى او زيان ندارد . عبد الله بن زبير حميدى از سفيان ، از قول يكى از شيعيان به نام علاء بن ابى العباس ، از ابو جعفر ، از عبد الله بن عمرو براى ما نقل كرد كه دربارهء حسين مىگفته است * همانا كه اسلحه بر او كارگر نيست . [ 1 ] موسى بن اسماعيل از معاوية بن عبد الكريم ، از مروان اصغر براى ما نقل كرد كه فرزدق بن غالب مىگفته است * هنگامى كه حسين بن على كه رحمت خدا بر او باد بيرون رفت ، عبد الله بن عمرو بن عاص را ديدم و گفتم : اين مرد قيام كرده و بيرون رفته است عقيده تو چيست ؟ گفت : چنين مصلحت مىبينم كه همراه او به روى كه اگر دنيا بخواهى به آن مىرسى و اگر جوياى آخرت باشى به آن مىرسى . فرزدق مىگويد : به سوى حسين حركت كردم . ميان راه خبر كشته شدن او به من رسيد ، پيش عبد الله بن عمرو برگشتم و گفتم : آنچه به من گفتى چه شد ؟ گفت : انديشه‌اى بود كه انديشيده بودم . على بن محمد مدائنى از هذلى ، از فرزدق به ما خبر داد كه مىگفته است * حسين را ديدم و او را گفتم : پدرم فداى تو باد كاش مىماندى تا مردم از حج باز گردند كه اميدوارم همهء حج گزاران بر گرد تو جمع شوند و تو را يارى دهند . فرمود : اى ابو فراس از بنى اميه در امان نيستم . فرزدق مىگويد : وارد مكه شدم ، خيمهء برافراشته‌اى ديدم ، پرسيدم اين خيمه از كيست ؟ گفتند : از عبد الله بن عمرو بن عاص است . آن جا رفتم مردى سرخ روى را ديدم ،
هامش
[ 1 ] . از آغاز مقتل تا اين جا را ابن عساكر در شرح حال امام حسين صفحات 206 - 196 به نقل از ابن سعد در طبقات آورده است .