( 1 ) عراقيان فرستادهها و نامههايى به حضور حسين ( ع ) روانه داشتند و او را پيش خود فراخواندند و آن حضرت همراه افراد خانواده خود و شصت تن از مشايخ كوفه آهنگ عراق كرد و اين به روز دوشنبهاى از دهه اول ذى حجه بود .
مروان براى عبيد الله بن زياد نوشت : [ 1 ] اما بعد ، همانا حسين بن على آهنگ ديار تو كرده است ، بدان كه او حسين پسر فاطمه و فاطمه دختر رسول خداست كه درود و سلام خدا بر او باد . به خدا سوگند هيچ كس محبوبتر از حسين كه خدايش به سلامت دارد در نظر ما نيست ، بپرهيز كه مبادا گرفتار هيجانى شوى كه چيزى نتواند آن را جبران كند و عامه آن را فراموش نكنند و ياد او را از خاطره نبرد ، و السلام .
عمرو بن سعيد بن عاص هم براى عبيد الله بن زياد چنين نوشت : اما بعد حسين آهنگ تو كرده است ، بدان كه در كارى مانند اين كار يا آزاد مىشوى و يا همچون بردگان به بردگى گرفته مىشوى . [ 2 ]
عبد الله بن زبير حميدى از سفيان بن عيينه ، از قول لبطة پسر فرزدق به ما خبر داد كه او را همراه ابن شبرمة در حال طواف ديده و به سفيان گفته است ، پدرم فرزدق ، براى من نقل كرد كه * براى گزاردن حج همراه گروهى حركت كرديم ، چون به منطقه صفاح رسيديم ، ناگاه به گروهى از مسافران برخورديم كه قباهاى آستردار آكنده از پنبه پوشيده بودند و سپرهايى كه از پوست بود همراه داشتند . همين كه نزديك رسيديم متوجه شدم كه حسين بن على است . گفتم : اى ابو عبد الله در چه حالى ؟ گفت : اى فرزدق تو چه خبر دارى ؟ گفتم : تو در نظر مردم محبوبترين افرادى ، سرنوشت هم در آسمان است ، ولى شمشيرها همراه بنى اميه است .
فرزدق گويد : و چون به مكه رسيديم و در منى بوديم به همراهان خود گفتم مناسب است پيش عبد الله بن عمرو بن عاص برويم و دربارهء حسين و چگونگى بيرون رفتن او بپرسيم . كنار خيمهاش رفتيم به چند فرزند كوچك سيهچرده او برخورديم كه آن جا بازى مىكردند . پرسيديم پدرتان كجاست ؟ گفتند : در خيمه وضو مىگيرد . چيزى نگذشت كه از
هامش
[ 1 ] . به هنگام حركت حضرت سيد الشهداء نعمان بن بشير فرماندار و حاكم كوفه بوده است نه عبيد الله ، و به هيچ روى نمىتوان چنين نامه را درست دانست ، در صفحات آينده شادى مروان از شهادت آن حضرت را ملاحظه خواهيد فرمود - م .
[ 2 ] . از اول بخش مقتل تا اين جا را مزّى در تهذيب الكمال ، ج 6 ، ص 22 - 412 و حافظ كمال الدين ابن العديم در بغية الطلب ، ج 6 ، ص 12 - 2605 آوردهاند .