تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
( 1 ) شد . ابو بكر بن عبد الرحمان انا لله بر زبان آورد و گفت : ما اندوه ابو عبد الله را در پيشگاه خدا حساب مىكنيم . عبد الله بن جعفر هم براى حسين نامه نوشت و او را از كوفيان بر حذر داشت و او را به خدا سوگند داد كه آهنگ ايشان نكند . حسين در پاسخ او نوشت : من خوابى ديده‌ام كه رسول خدا ( ص ) به من فرمانى داد و آن را اجرا خواهم كرد و تا نتيجهء كار خود را نبينم از آن خواب هيچ كس را آگاه نمىسازم . [ 1 ] عمرو بن سعيد بن عاص براى حسين چنين نوشت : من از خداوند مىخواهم آنچه را به خير و صلاح تو است ، به تو الهام فرمايد و از آنچه كه تو را زيان مىرساند باز دارد . به من خبر رسيده است كه آهنگ عراق دارى و اينك تو را از ستيزه در پناه خدا قرار مىدهم . اگر ترسانى پيش من بيا ، كه تو را پيش من زينهارى و نيكى و پيوند خواهد بود . حسين ( ع ) در پاسخ او نوشت : اگر به راستى با نامهء خود براى من ارادهء خير و پيوند كرده‌اى در دنيا و آخرت پاداش داده شوى . وانگهى كسى كه به سوى خدا فراخواند و كار پسنديده انجام دهد و بگويد همانا از مسلمانانم ستيزه و دشمنى نمىكند ، بهترين زينهاريها زينهارى خداوند است و آن كس كه در دنيا از خدا نترسد ايمان ندارد . از خداى مسألت مىكنيم در دنيا بترسيم تا ترس از خدا مايهء زينهارى در آخرت و پيشگاه او شود . يزيد بن معاويه براى عبد الله بن عباس نامه نوشت و خبر حركت حسين را به مكه به اطلاع او رساند و نوشت كه گمان مىكنم گروهى از مردان خاوران - عراق - پيش او آمده‌اند و او را به آرزوى خلافت انداخته‌اند . تو خود عراقيان را چه از لحاظ علمى و چه از نظر عملى مىشناسى ، اگر حسين چنين كرده است پيوند نزديكى را بريده و گسسته است . اينك تو كه بزرگ خاندان خود و مورد نظر حسين هستى او را از اقدام براى تفرقه اندازى بازدار ! ! ابيات زير را هم براى او و قرشيانى كه در مكه و مدينه بودند نوشت : « هان ! اى سوار كارى كه بامدادان بر شتر تنومند خود شتابان ره مىسپارى ، با آنكه از قريش دور افتاده‌ام به آنان ابلاغ كن كه ميان من و حسين ، خدا و پيوند خويشى حكم خواهد بود ، با سوگند به مقامى كه كنار كعبه قرار دارد پيام الهى و آنچه را كه بايد بر آن وفا شود فرايادش مىآورم ، شما با افتخار كردن به مقام مادرتان قوم خود را اندوهگين
هامش
[ 1 ] . ابن اثير در اسد الغابة ، ج 1 ، ص 21 مىگويد : گروهى از جمله محمد بن حنفيه برادر حسين ( ع ) و ابن عباس و ابن عمرو ديگران او را از قيام منع كردند . فرمود : پيامبر ( ص ) را در خواب ديدم و فرمانى به من داد كه همان را انجام مىدهم .