( 1 ) گروهى ديگر روياروى مكن . به خدا سوگند آنچه كردهايد پسنديده نكردهايد ، ولى از خواستهء من سرپيچى كرد .
سعيد بن مسيب هم گفته است : اگر حسين قيام نكرده بود براى او بهتر مىبود .
ابو سلمة بن عبد الرحمان مىگفته است : براى حسين ( ع ) شايسته بود كه عراقيان را بشناسد و به سوى ايشان نرود ، ولى عبد الله بن زبير او را بر آن كار تشويق كرد .
مسّور بن مخرمة براى حسين نوشت : بر تو باد كه به نامههاى عراقيان فريفته نشوى ، و حال آنكه ابن زبير به تو مىگويد به ايشان بپيوند كه ياران تو هستند . هان ! كه اقامت در حرم - مكه - را رها نكنى ، اگر عراقيان را به راستى نيازى به تو باشد بايد شتابان شتران خود را به سوى تو به تاخت آورند و پيش تو فراهم آيند تا با نيرو و ساز و برگ بيرون روى . حسين ( ع ) در پاسخ براى او پاداش آرزو كرد و نوشت : در اين كار از خدا طلب خير خواهم كرد .
عمره دختر عبد الرحمان هم براى حسين نامه نوشت و كار او را سخت بزرگ دانست و تقاضا كرد فرمانبردارى و هماهنگى با جماعت كند ، و او را آگاه كرد كه به كشتارگاه خود مىرود و افزود كه گواهى مىدهم عايشه براى من گفت كه از پيامبر ( ص ) شنيده كه فرموده است : حسين در سرزمين بابل كشته خواهد شد . حسين ( ع ) چون نامهء عمره را خواند ، گفت :
در اين صورت - كه پيامبر ( ص ) چنين فرموده باشد - مرا چارهاى از آن نيست و به راه خود ادامه داد . [ 1 ]
ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام به حضور حسين آمد و گفت : اى پسر عمو ! پيوند خويشاوندى مرا وادار مىكند كه حقيقت را از تو پوشيده ندارم و نمىدانم از ديدگاه تو خيرخواهى من براى تو چگونه است . حسين فرمود : تو از كسانى نيستى كه متهم باشى و غش ورزى كنى ، سخن خود را بگو . گفت : تو خود ديدى كه عراقيان با پدر و برادرت چه كردند و اينك مىخواهى پيش ايشان روى . آنان بردگان دنيايند ، كسانى كه به تو وعدهء يارى دادهاند با تو جنگ خواهند كرد و يا اينكه تو در نظرشان محبوبتر از هر كسى هستى كه ياريش خواهند داد تو را رها و زبون مىسازند ، دربارهء حفظ جان خودت تو را به خدا سوگند مىدهم . حسين فرمود : اى پسر عمو ! خدايت پاداش نيكو دهد كه با كوشش انديشهء خود را بررسى و اظهار كردى ، و بدان خداوند هر چه مقدر فرمايد خواهد
هامش
[ 1 ] . عمره از زنان خاندان نجّار و از انصار و پيوسته به عايشه و مورد كمال توجه بنى اميه و مروانيان است . رجوع فرماييد به عمر رضا كحاله ، اعلام النساء ، ج 3 ، بيروت ، 1404 ق ، ص 356 .