تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
( 1 ) جز من نخواهيد ديد ، و همانا تا كنون دوباره زهر خورانده شده‌ام . [ 1 ] موسى بن اسماعيل از ابو هلال ، از قتاده به ما خبر داد كه مىگفته است * حسن ( ع ) به حسين ( ع ) گفت : چند بار به من زهر نوشانده‌اند ، و چون اين بار نبوده است كه كبد خود را دفع كردم . حسين گفت : چه كسى تو را مسموم كرده است ؟ فرمود : براى چه ، براى اينكه او را بكشى ؟ نه تو را آگاه نخواهم كرد . [ 2 ] يحيى بن حماد از ابو عوانة ، از مغيره ، از ام موسى براى ما نقل كرد كه * جعده دختر اشعث بن قيس به حسن ( ع ) مايع زهرآگين نوشاند و حسن از آن سخت بيمار شد و چهل روز چنان بود كه طشتى مىنهادند و ديگرى را بر مىداشتند . [ 3 ] محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن جعفر ، از ام بكر دختر مسور براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حسن بن على چند بار مسموم شد ، هر بار جان به در مىبرد تا بار آخر كه كبد او فرو ريخت و درگذشت . و چون رحلت كرد زنان بنى هاشم يك ماه بر او مويه كردند . [ 4 ] يحيى بن حماد از ابو عوانه ، از حصين ، از ابو حازم براى ما نقل كرد كه * چون حسن ( ع ) محتضر شد به حسين ( ع ) فرمود : اگر بيم خون ريزى نبود مرا كنار پدرم يعنى پيامبر ( ص ) به خاك بسپريد . و اگر بيم خون ريزى داشتيد هيچ خونى دربارهء من مريزيد و مرا در گورستان مسلمانان به خاك بسپريد . گويد : و چون رحلت كرد حسين ( ع ) و همه وابستگانش سلاح پوشيدند . ابو هريره گفت : تو را به حق خدا و وصيت برادرت سوگند مىدهم ، اين قوم دست از تو بر نمىدارند تا ميان شما خون‌ريزى شود و چندان اصرار كرد كه حسين ( ع ) برگشت . و حسن ( ع ) را در گورستان بقيع به خاك سپردند . ابو هريره به مردم گفت : اگر جنازه پسر موسى ( ع ) را مىآورند كه كنار پدرش به خاك بسپرند و جلوگيرى مىكردند آيا نسبت به او ستم نكرده بودند ؟ گفتند : آرى كه ستم مىبود . گفت : اينك اين پيكر پسر
هامش
[ 1 ] . عبد الرزاق در المصنف ، ج 11 ، ص 452 و طبرانى در معجم الكبير ، ج 3 ، ص 89 و ياقوت و معجم البلدان ذيل كلمه جابلق و جابر ص آورده‌اند . [ 2 ] . ابن عساكر به شماره 337 و عبد الرزاق در مصنف ، ج 11 ، ص 452 به گونه ديگرى آورده‌اند . [ 3 ] . در تاريخ ابن عساكر به جاى مغيره ، يعقوب است به شمارهء 340 تاريخ مراجعه شود كه با اسناد خود از ابن سعد آورده است . [ 4 ] . اين حديث پس از اين هم خواهد آمد . حاكم نيشابورى در مستدرك ، ج 3 ، ص 173 از واقدى نقل كرده است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 39 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد