تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
( 1 ) يارى و داورى خواهند كه براى چه خونشان بر زمين ريخته شده است . [ 1 ] على بن محمد مدائنى از قيس بن ربيع ، از بدر بن خليل ، از گفتهء يكى از بردگان آزاد كردهء امام حسن به ما خبر داد ، كه مىگفته است * حسن بن على عليه السلام به من گفت : آيا معاوية بن حديج را مىشناسى ؟ گفتم : آرى . گفت : هر گاه او را ديدى به من خبر بده . گويد : او را در حالى كه از خانهء عمرو بن حريق بيرون مىآمد ديدم و گفتم اين معاوية بن حديج است . حسن فرمود : او را صدا كن . صدايش كردم ، همين كه آمد حسن بن على به او گفت : تو هستى كه در حضور پسر هند جگرخواره على را دشنام مىدهى ؟ به خدا سوگند اگر كنار حوض كوثر برسى كه هرگز نخواهى رسيد بدون ترديد على را خواهى ديد كه دامن بر كمر زده و آستين بالا زده منافقان را از كنار حوض كوثر كنار مىزند . [ 2 ] موسى بن اسماعيل از سلام بن مسكين ، از عمران بن عبد الله بن طلحه به ما خبر داد كه مىگفته است * حسن بن على ( ع ) در خواب ديد كه گويى ميان دو چشم او « قل هو الله احد » نوشته است . خود و افراد خاندانش از اين خواب شاد شدند . و چون موضوع را براى سعيد بن مسيب گفتند ، گفت : اگر از خوابهاى صادقه باشد چيز اندكى از عمر او باقى مانده است . امام حسن چند روزى زنده بود و رحلت كرد . [ 3 ] محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن جعفر ، از عبد الله بن حسن [ 4 ] براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حسن بن على بسيار زن مىگرفت و كمتر بهره‌مند از اقامت هميشگى بودند . و كمتر زنى بود كه پس از ازدواج با او نسبت به حسن دوستدار و شيفته نباشد . گفته شده است ، كه به امام حسن يك بار شربت زهرآگين نوشانده شد سلامت يافت ، بار ديگر چنان كردند و رهايى يافت ، بار سوم در پى آن درگذشت . و چون مرگ او فرا رسيد پزشكى كه پيش او آمد و شد داشت گفت : زهر همهء دستگاه گوارش اين مرد را فرو پاشيده است . حسين گفت : اى ابا محمد مرا آگاه كن كه چه
هامش
[ 1 ] . مزّى در تهذيب الكمال و ابن عساكر به شماره 332 و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 17 آورده‌اند . [ 2 ] . بلاذرى به شماره 9 در انساب الاشراف و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 18 از گفتهء مدائنى و طبرانى در معجم الكبير ، ج 3 ، ص 83 به شماره 2727 و نيز به شماره 2758 و هيثمى در مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 131 و حاكم نيشابورى در مستدرك ، ج 3 ، ص 145 و ديگران آورده‌اند . [ 3 ] . سيوطى در تاريخ الخلفاء ، ص 192 از ابن سعد آورده است . [ 4 ] . در متن عبد الله بن حسين بوده ، مصحح محترم تصحيح كرده‌اند . ابن عساكر هم به شماره 339 آورده است و در آن عبد الله بن حسن است كه صحيح است . او پسر حسن مثنى و نوه حضرت مجتبى است .