( 1 ) رسول خداست كه آوردهاند كنار مرقد پدرش به خاك سپارند . [ 1 ]
واقدى از عبيد الله بن مرداس ، از پدرش ، از حسن بن محمد بن حنفية براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حسن بن على ( ع ) چهل شب بيمار بود و چون بيمارى او سخت شد بنى هاشم حاضر بودند و شبها در خانه او مىماندند و از او دور نمىشدند . در آن هنگام سعيد بن عاص حاكم مدينه بود چند بار به عيادت حسن ( ع ) رفت . گاه به او اجازه داده مىشد و گاه او را نمىپذيرفتند . و چون بيمارى حسن ( ع ) شدت پيدا كرد ، مروان بن حكم فرستادهاى پيش معاويه گسيل داشت و او را از سختى بيمارى حسن ( ع ) آگاه كرد . به حسن زهر خورانده بودند و چنان درد شكم داشت كه دستگاه گوارشى او فرو مىريخت . و چون حسن ( ع ) محتضر شد برادرانش در محضرش بودند . سفارش فرمود در صورت امكان او را كنار مرقد پيامبر ( ص ) به خاك بسپرند . و اگر مانع شدند و بيم آن بود كه به اندازهء خون گرفتنى خون ريخته شود او را در بقيع كنار مرقد مادرش به خاك بسپرند . حسن ( ع ) شروع به سفارش به حسين ( ع ) كرد و فرمود : اى برادر بر حذر باش كه دربارهء من خون ريزى نشود كه مردم شتابان به سوى فتنه گام بر مىدارند .
و چون حسن ( ع ) درگذشت بانگ شيون مدينه را به لرزه درآورد و هيچ كس ديده نمىشد مگر اينكه گريان بود . مروان همان روز بريدى پيش معاويه گسيل داشت و او را از رحلت حسن ( ع ) آگاه ساخت و پيام داد كه ايشان مىخواهند او را كنار پيامبر ( ص ) به خاك بسپرند و تا هنگامى كه من زنده باشم به اين كار دست نخواهند يافت . حسين ( ع ) خود را كنار گور پيامبر ( ص ) رساند و فرمود : همين جا را گود كنيد . سعيد بن عاص كه در آن هنگام حاكم مدينه بود خود را كنار كشيد و گوشه گيرى كرد و مانع حسين ( ع ) و آن كار نشد . مروان با هياهو بنى اميه را فراخواند و آنان را جمع كرد و همگان سلاح پوشيدند . و مروان گفت : اين كار هرگز انجام نخواهد يافت . حسين به او گفت : اى پسر زن كبود چشم ! تو را با اين موضوع چه كار مگر تو حاكمى ؟ ! گفت : به هر حال تا هنگامى كه من زنده باشم اين كار شدنى نيست و بر آن دسترس نخواهد بود . حسين فرياد برآورد و افراد قبيلههايى را كه در حلف الفضول همپيمان شده بودند فراخواند . افراد بنى هاشم و قبايل تيم و زهره و اسد و خاندان جعونة بن شعوب كه از قبيلهء ليث بودند همگان سلاح پوشيده جمع شدند . مروان
هامش
[ 1 ] . سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص ، ص 213 اين موضوع را به صورت مختصر از طبقات نقل كرده است .