تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
( 1 ) موسى بن اسماعيل ، از عون بن موسى ، به شنيده از هلال بن خبّاب براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حسن بن على ( ع ) سران ياران خويش را در كاخ مدائن جمع كرد و چنين گفت : اى مردم عراق اگر هيچ چيز ديگر هم نباشد به سبب اين سه موضوع كه پيش آورديد از شما رنجيده شده‌ام و روى گردانم . كشتن شما پدرم را ، زخم زدن شما بر استر من و به تاراج بردن بار و بنه‌ام ، گفته شد يا آن كه رداى مرا از دوشم در ربوديد . شما با من بيعت كرديد كه با هر كس آشتى كنم آشتى كنيد و با هر كس جنگ كنم جنگ كنيد . من با معاويه بيعت كردم نسبت به او شنوا و فرمانبردار باشيد . سپس از منبر فرود آمد و به اندرون رفت . [ 1 ] يزيد بن هارون از حريز بن عثمان ، از گفتهء عبد الرحمان بن ابى عوف جرشى به ما خبر داد كه مىگفته است * پس از اينكه حسن بن على با معاويه بيعت كرد ، عمرو عاص و ابو الاعور عمرو بن سفيان سلمى به معاويه گفتند : مناسب است به حسن فرمان دهى به منبر رود كه با ناتوانى و پيچيدگى سخن گويد تا مردم نسبت به او بىرغبت شوند . معاويه گفت : چنين مكنيد ، به خدا سوگند خودم پيامبر ( ص ) را ديدم كه لب و زبان او را مىبوسيد و مىمكيد و لبها و زبانى كه پيامبر آنها را بوسيده و مكيده است هرگز ناتوان و پيچيده گفتار نخواهد بود . آنان از معاويه نپذيرفتند . معاويه بالاى منبر رفت و سپس از امام حسن خواست و او هم بالاى منبر رفت . معاويه به حسن گفت تا به مردم بگويد كه من با معاويه بيعت كرده‌ام . حسن نخست سپاس و ستايش خدا را انجام داد و سپس چنين گفت : اى مردم ! همانا كه پروردگار شما را به يارى نخستين ما راهنمايى فرمود و به يارى واپسين ما خونهاى شما را نگاه داشت . من براى شما از معاويه پيمان گرفته‌ام كه ميان شما دادگرى كند ، و بر غنيمتهاى شما بيفزايد و درآمد شما را ميان خودتان پخش كند . آن گاه روى به معاويه كرد و پرسيد همين گونه است ؟ گفت : آرى . حسن از منبر فرود آمد و در حالى كه با انگشت خود به معاويه اشاره مىكرد اين آيه را مىخواند : « گرچه نمىدانم ، شايد اين - واگذاشتن و شتاب نكردن در عذاب - آزمايشى است شما را و برخوردارى اندك تا يك چندى » . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . فسوى در المعرفة و التاريخ ، ج 2 ، ص 753 و ابن حجر در الاصابة ، ج 1 ، ص 330 و خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 139 با اختلاف اندكى آورده‌اند . براى آگاهى بيشتر درباره اين گونه روايات به شيخ راضى آل ياسين صلح الحسن كه مكرر چاپ شده است مراجعه فرماييد . [ 2 ] . آيه 110 ، سوره بيست و يكم - انبياء . ابو الفتوح رازى ، ضمن تفسير اين آيه ، سخنان حضرت امام حسن را بر منبر به گونه ديگرى كه درست تر و مناسب‌تر با حال و مقام ايشان است آورده است . به تفسير ، ج 8 ، چاپ مرحوم شعرانى ، ص 66 مراجعه فرماييد .