تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
( 1 ) اين كار بر معاويه سخت گران آمد . عمرو عاص و ابو الاعور به معاويه گفتند : مناسب است او را فراخوانى و به سخن گفتن وادارى . گفت : آرام . آنان پيش حسن رفتند و او را فراخواندند . دعوتشان را پذيرفت . عمرو عاص روى به حسن كرد و حسن به او گفت : تو چنانى كه دو مرد دربارهء پدرى تو ستيز كردند . مردى از قريش و ديگرى كه قصاب شهر بود . هر دو مدعى پدرى تو شدند و نمىدانم كداميك پدر تو بود . و چون أبو الأعور به او روى كرد ، حسن به او گفت : مگر پيامبر ( ص ) قبيله‌هاى رعل و ذكوان و عمرو بن سفيان را لعنت نفرموده است ؟ ! در اين هنگام معاويه براى يارى آن دو روى به حسن كرد ، حسن به او گفت : مگر خود نمىدانى كه پيامبر ( ص ) سالار و راننده چارپايان احزاب را لعنت فرموده است ، يكى ابو سفيان و ديگرى ابو الاعور سلمى نبودند ؟ ! [ 1 ] هوذة بن خليفه از عوف ، از محمد به ما خبر داد كه مىگفته است * به روزگارى كه معاويه به كوفه آمد و مردم گرد او جمع شدند و حسن بن على با او بيعت كرد ، برخى از ياران معاويه چون عمرو عاص و وليد بن عقبه و امثال آن دو به او گفتند : حسن بن على به سبب خويشاوندى نزديك كه با پيامبر ( ص ) دارد در نظر مردم بلند مرتبه است . با اين حال چون هنوز جوان و پيچيده گفتار است مناسب است او را فرمان دهى كه سخنرانى كند . او در سخنرانى ناتوان خواهد شد و بدين گونه از ديده مردم خواهد افتاد . معاويه نخست نپذيرفت و آنان همچنان پافشارى كردند تا معاويه از حسن خواست كه سخنرانى كند . حسن بن على ( ع ) بر منبر فروتر از معاويه نشست و نخست سپاس و ستايش خداى را بر زبان آورد و سپس چنين گفت : به خدا سوگند اگر ميان جابلقا و جابلسا - خاور و باختر - به جستجوى مردى برآييد كه نياى او پيامبر باشد كسى جز من و برادرم را نخواهيد يافت . ما با معاويه بيعت كرديم و انديشيديم و ديديم آنچه كه خون مسلمانان را حفظ كند بهتر از كارى است كه خون مسلمانان را بريزد . و در حالى كه با دست خود به معاويه اشاره مىكرد گفت : به خدا سوگند نمىدانم « شايد آزمايشى براى شما باشد و بهره‌ورى اندكى تا يك چند » . [ 2 ] گويد : معاويه خشمگين شد و پس از سخنرانى خطبه‌اى بسيار نارسا ايراد كرد و چون از منبر فرو آمد ، به حسن گفت : از اين آيه كه خواندى چه چيز را اراده كردى ؟ فرمود : همان
هامش
[ 1 ] . ابن عساكر در شرح حال ابو الاعور در تاريخ دمشق و ذهبى در تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 218 آورده‌اند . [ 2 ] . بخشى از آيه 111 ، سوره بيست و يكم - انبياء .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 35 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد