تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
( 1 ) كه ابو هريره براى آن كار مىرفت حسن بن على او را ديد و پرسيد كجا مىروى ؟ گفت : به خواستگارى هند دختر سهيل بن عمرو براى يزيد معاويه . فرمود : از من هم نام ببر . ابو هريره پيش هند رفت و موضوع را به او گفت . هند گفت : تو يكى را براى من انتخاب كن . ابو هريره گفت : حسن را براى تو انتخاب مىكنم و او به همسرى حسن بن على ( ع ) درآمد . عبد الله بن عامر شوهر پيشين هند به مدينه آمد و به حسن عليه السلام گفت : من امانتى پيش هند دارم . و در حالى كه امام حسن همراه او بود پيش هند رفتند . چون هند پيش آنان نشست . عبد الله بن عامر سخت اندوهگين شد . حسن ( ع ) فرمود : آيا مىخواهى به پاس تو او را طلاق دهم - تا دوباره با او ازدواج كنى - و گمان نمىكنم محللى بهتر از من براى خودتان پيدا كنيد . عبد الله گفت : فقط امانتم را مىخواهم . هند دو جعبه كوچك را كه در آن گوهر بود بيرون آورد . عبد الله از جعبه‌يى مشتى گوهر برداشت و باقى آن را رها كرد . هند مىگفته است : سرور شوهرهاى من حسن ( ع ) و بخشنده‌تر ايشان عبد الله بن عامر بودند و آنكه را از همه بيشتر دوست مىداشتم عبد الرحمان بن عتاب بن اسد بود . [ 1 ] على بن محمد - مدائنى - از ابن جعدبه ، از اين ابى مليكه براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حسن بن على ( ع ) خوله دختر منظور را به همسرى گرفت . شبى كه بر پشت بام خانه خوابيده بودند ، خوله گوشه‌يى از روسرى خود را به ساق پاى حسن ( ع ) بست و گوشه ديگر را به خلخال خود بست . نيمه شب كه حسن ( ع ) برخاست و متوجه آن شد پرسيد اين چيست ؟ خولة گفت ، ترسيدم نيمه شب خواب آلوده برخيزى و از پشت بام سقوط كنى و در آن صورت نافرخنده‌ترين افراد براى اعراب خواهم بود . حسن ( ع ) به او ابراز محبت كرد و يك هفته مقيم خانه او بود . در همان هنگام عبد الله بن عمر به ياران خود گفت : چند روز است كه حسن بن على ( ع ) را نديده‌ايم . با هم به خانه‌اش برويم و چنان كردند . خولة به امام حسن گفت : ايشان را نگاه دار تا براى آنان خوراك فراهم آورم . فرمود : آرى . ابن عمر مىگويد : حسن ( ع ) شروع به نقل مطالبى كرد كه شيفته گوش دادن شديم ، خوراك آماده شد و براى ما آوردند . على بن محمد مدائنى مىگويد : برخى هم گفته‌اند بانويى كه روسرى خود را به پاى حسن بن على بسته است هند دختر سهيل بن عمرو بوده است ، و حسن ( ع ) نود زن را به همسرى گرفته است .
هامش
[ 1 ] . بلاذرى هم از قول مدائنى به شماره 26 در انساب الاشراف آورده است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 28 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد