( 1 ) بيم دارم اين مسأله براى ما ميان قبائل دشمنى ايجاد كند .
واقدى از همان اشخاص براى ما نقل كرد كه على ( ع ) مىفرموده است * اى مردم كوفه ! به حسن بن على زن مدهيد كه مردى بسيار طلاق دهنده است . مردى از قبيلهء همدان گفت : به خدا سوگند به او زن مىدهيم هر كدام را مىخواهد نگهدارد و هر كدام را خوش نمىدارد رها سازد . [ 1 ]
محمد بن عمر - واقدى - از على بن عمر ، از پدرش ، از على بن حسين ( ع ) نقل مىكند كه مىگفته است * حسن بن على ( ع ) مردى بسيار طلاق دهنده بود ، با اين حال از هيچ زنى جدا نمىشد مگر اينكه آن زن همچنان به او دل بسته بود و دوستش مىداشت . [ 2 ]
على بن محمد - مدائنى - از عبد الله بن عبد الرحمان ، از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن حزام براى ما نقل مىكرد كه مىگفته است * حسن بن على ( ع ) زنى را كه از خاندان بنى هاشم بن شيبان بود خواستگارى فرمود . به آن حضرت گفته شد كه او عقيدهء خوارج را دارد . فرمود : من خوش نمىدارم كه آتشزنهيى از جهنم را به سينهء خود پيوند دهم . [ 3 ]
على بن محمد - مدائنى - از هذلى ، از ابن سيرين براى ما نقل كرد كه مىگفته است * هند دختر سهيل بن عمرو همسر عبد الرحمان بن عتاب بن اسيد بود . عبد الرحمان كه نخستين شوهر هند بود او را طلاق داد و عبد الله بن عامر بن كريز او را به همسرى گفت و سپس طلاق داد . معاويه براى ابو هريره نوشت كه از او براى يزيد خواستگارى كند . هنگامى
هامش
[ 1 ] . به راستى نقل اين گونه روايات آن هم از گفته امام صادق و امام باقر شگفتانگيز است كه چگونه اين دروغها را بر آن بزرگواران مىبستهاند . بدون ترديد بر فرض درستى اين موضوع ، امير المؤمنين فرزند ارشد خود را پوشيده از اين كار منع مىفرمود و امام حسن اطاعت مىكرد ، به ويژه كه خود اهل سنت به نقل از على ( ع ) معتقد به عصمت امام حسناند . به برگ 157 / الف معجم ابو سعيد بن اعرابى مراجعه شود .
[ 2 ] . در اين روايت ، على بن عمر ناشناخته است ، ذهبى در ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 148 نوشته است كه دانسته نشد كيست ؟ داستان همسران حضرت مجتبى و طلاق دادن آنان به روزگار خود آن حضرت مطرح نبوده است و گرنه معاويه و امويان به شدت از آن بهرهبردارى تبليغاتى مىكردند . اگر خود كتاب طبقات را مرجع قرار دهيم مىبينيم كه فقط شش همسر و چهار كنيز براى آن حضرت ثبت كرده است . شمار فرزندان ايشان هم به نسبت از ديگران كمتر است و بيشتر نيست . دانشمندان شيعه در اين باره به تفصيل سخن گفتهاند و هر گونه شبهه را زدودهاند . براى نمونه به جلد دوّم حياة الامام الحسن عليه السلام ، تأليف ارزشمند علامه شيخ باقر شريف القرشى ، صفحات 72 - 451 مراجعه فرماييد .
[ 3 ] . اين روايت را بلاذرى به شماره 13 در انساب الاشراف ، و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 21 آوردهاند . اين مسأله كه خوارج دوزخى هستند و طرق گوناگون از قول حضرت ختمى مرتبت ( ص ) نقل شده است كه « الخوارج كلاب اهل النار » . ابو داود طيالسى در مسند خود و ابن ابى شيبه در نوادر الاصول ، طبرانى در معجم الكبير ، حاكم نيشابورى در المستدرك و ديگران آن را آوردهاند .