( 1 ) خلاف و ستيزهاند . گفتم : براى تو بهتر اين است كه خوددارى كنى . گفت : چنين خواهم كرد .
سپس پيش نجده حرورى رفتم . او را ميان ياران خويش يافتم و عكرمه غلام ابن عباس را هم آن جا ديدم . گفتم : از اين دوست خود براى من اجازهء ورود بخواه . او داخل شد و چيزى نگذشت كه به من اجازهء ورود داد ، وارد شدم . گفتم : هر اقدامى انجام دهيد گناهى بزرگ است . و با او همان گونه كه با آن دو مرد سخن گفته بودم ، سخن گفتم . گفت : من با هيچ كس شروع به جنگ نخواهم كرد ولى هر كس با ما شروع به جنگ كند با او جنگ خواهم كرد . گفتم : من ديدم كه آن دو مرد قصد جنگ با تو ندارند . سپس پيش پيروان بنى اميه آمدم و با آنان نيز همان گونه كه با آن قوم سخن گفته بودم ، سخن گفتم . گفتند : ما كنار رايت و پرچم خود هستيم و با هيچ كس جنگ نخواهيم كرد مگر اينكه با ما شروع به جنگ كند . من ميان اين رايات رايتى به سكون و آرامش رايت اصحاب محمد بن حنفيه نديدم . محمد بن حنفيه به من توجه كرد و گفت : اى ابو سعيد برويم . او حركت كرد و من هم همراهش حركت كردم و او نخستين كس بود كه از عرفات حركت كرد .
محمد بن واقدى از شرحبيل بن ابى عون ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * ياران محمد بن حنفيه را ديدم كه در عرفات تكبير و لبيك مىگويند . دقت كردم ديدم ابن زبير و يارانش هم لبيك مىگويند . ولى چون نيمروز شد و آفتاب روى به غرب نهاد ديگر لبيك نگفتند . بنى اميه هم همچنين رفتار كردند . ولى نجده حرورى تا هنگامى كه رمى جمره عقبه را كرد ، تلبيه مىگفت .
معلى بن اسد از عبد العزيز بن مختار ، از خالد ، از ابو العريان مجاشعى نقل مىكند كه مىگفته است * مختار ما را كه دو هزار سوار بوديم پيش محمد بن حنفيه گسيل داشت و ما با او بوديم . گويد : ابن عباس از مختار به نيكى ياد مىكرد و مىگفت : انتقام خون ما را گرفت و وامهاى ما را پرداخت و بر ما هزينه كرد و بخشيد . ولى محمد بن حنفيه هيچ سخنى نه خوب و نه بد دربارهء مختار نمىگفت . و به محمد خبر رسيده بود كه آنان مىگويند پيش محمد و خانوادهاش علومى خاص است ، ميان ما براى ايراد خطبه برخاست و گفت : به خدا سوگند ما از رسول خدا چيزى جز آنچه ميان اين دو لوح است به ارث نبردهايم . سپس گفت :
خدايا پوزش مىخواهم و اين صحيفهيى كه ميان غلاف شمشير من است . گويد : پرسيدم در آن صحيفه چيست ؟ فرمود : احكام مربوط به هر كس كه بدعتى آورد يا فتنه برانگيزد و كسى كه فتنه انگيزى را پناه دهد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٢٣