تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
( 1 ) رسيد . به ابن عباس و ابن حنفيه گفتيم : اجازه دهيد و ما را آزاد بگذاريد تا مردم را از شر ابن زبير آسوده كنيم . هر دو گفتند : اين شهر ، شهرى است كه خداوند آن را محترم و گرامى داشته است و خون ريزى در آن را براى هيچ كس جز براى پيامبر ( ص ) آن هم فقط براى يك ساعت از يك روز روا ندانسته است و پيش از او و پس از او براى هيچ كس ديگر خون ريزى در مكه حلال نيست . بنابر اين شما فقط ما را پناه دهيد و از ما دفاع كنيد . و ما دست از آن كار بداشتيم . آنان را از مكه بيرون بردند . در اين هنگام سروشى روى كوه چنين مىگفت كه هيچ گروه جنگى پس از پيامبر ( ص ) غنيمتى را كه اين گروه به دست آوردند ، به دست نياورده است . گروههاى جنگى سيم و زر به غنيمت مىبرند و حال آنكه شما جانها و خونهاى ما را نجات داديد و به غنيمت برديد . گويد : بنى هاشم را از مكه بيرون بردند و در منى منزل دادند و آنان مدتى آن جا بودند و سپس به طايف رفتند و مدتى هم در طائف بودند . عبد الله بن عباس به سال شصت و هشتم در طايف درگذشت و محمد بن حنفيه بر او نماز گزارد و ما همراه او همان جا مانديم . چون فصل حج فرا رسيد ابن زبير از مكه حج گزارد و با ياران خود به عرفات آمد و محمد بن حنفيه هم همراه ياران خود از طائف آمد و در عرفات وقوف كرد . نجدة بن عامر حنفى هم همراه ياران خود از خوارج در اين سال به مكه آمد و در گوشه‌يى از عرفات وقوف كرد . و بنى اميه هم حج گزاردند و زير رايت خود با همراهان خويش در عرفات وقوف كردند . محمد بن عمر واقدى از شرحبيل بن ابى عون ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * در آن سال چهار رايت در عرفات برافراشته بود . محمد بن حنفيه با ياران خود كنار كوه پيادگان ايستاد و ابن زبير هم در حج شركت كرد و با ياران خود بود و رايتى داشت و همان جا وقوف كرد كه امروز امام مردم وقوف مىكند . آن گاه محمد بن حنفيه همراه ياران خود پيش آمد و كنار ابن زبير و اصحابش وقوف كرد . نجده حرورى هم كه رايتى همراه داشت با ياران خويش پشت سر آن دو گروه وقوف كرد . بنى اميه هم در حالى كه رايتى داشتند آمدند و سمت چپ آن دو گروه وقوف كردند . نخستين رايتى كه فرود آورده شد و از عرفات حركت كرد رايت محمد بن حنفيه بود . سپس نجده حرورى از او پيروى كرد و پس از آن رايت بنى اميه فرو آورده شد و سرانجام رايت ابن زبير و مردم هم از آن پيروى كردند . محمد بن عمر واقدى مىگويد عبد الله بن نافع ، از پدرش برايم نقل كرد كه * در آن
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 221 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد