تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
( 1 ) فرمود : كخ كخ و خرما را از دهان طفل بيرون كشيد و دور انداخت . و فرمود : ما اهل بيت صدقه نمىخوريم . [ 1 ] عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از محمد بن زياد براى ما نقل كرد كه مىگفته است شنيدم ابو هريره مىگفت * مقدارى خرماى زكات به حضور پيامبر ( ص ) آوردند . در آن باره دستور داد ، سپس حسن يا حسين را كه آن جا بودند بر دوش نهاد و راه افتاد . آب دهان طفل از دهانش فرو ريخت . پيامبر ( ص ) متوجه شد كه كودك خرمايى در دهان دارد و آن را مىمكد . گونه كودك را گرفت و تكان داد و فرمود : پسركم بينداز ، بيرون بينداز مگر نشنيدى كه خاندان محمد چيزى از زكات نمىخورند .

دعايى كه پيامبر ( ص ) به حسن كه خدايش رحمت فرمايد آموخت

يزيد بن هارون از شريك بن عبد الله ، از ابو اسحاق ، از بريد بن ابى مريم ، از ابو الحوراء ، از حسن بن على براى ما نقل كرد كه مىفرموده است * پدر بزرگم ، يا پيامبر ( ص ) اين كلمات را به من آموخت كه در قنوت نماز وتر بخوانم : « اللهم اهدنى فيمن هديت ، و عافنى فيمن عافيت ، و تولنى فيمن توليت ، و بارك لى فيما اعطيت ، و قنى شر ما قضيت ، فانك تقضى و لا يقضى عليك ، فانّه لا يذلّ من واليت ، تباركت ربّنا و تعاليت . [ 2 ] يزيد بن هارون از حسن بن عماره ، از بريد بن ابى مريم ، از ابى الحوراء براى ما نقل كرد كه مىگفته است * از حسن بن على پرسيدم به روزگار پيامبر ( ص ) در چه سنّ و سال و مانند چه كسى بودى ؟ فرمود : [ 3 ] به خاطر دارم كه به مردى مىفرمود : آنچه كه تو را به تهمت و بدنامى مىاندازد واگذار و به چيزى كه بدنامت نسازد توجه كن كه بدى مايه بدنامى و نيكى مايهء آرامش است . و به ياد دارم كه همراه آن حضرت از كنار خرمن خرماهاى زكات
هامش
[ 1 ] . اين حديث را بخارى در بخش جهاد و باب كسانى كه به فارسى سخن گفته‌اند با اسناد ديگرى آورده است . [ 2 ] . اين حديث در التقريب ، ج 1 ، ص 246 و در قاموس و تاج العروس و ذيل ماده « حور » و در المشتبه ، ج 1 ، ص 246 و التبصير ، ج 1 ، ص 470 آمده است و معروف به حديث قنوت است . اين دعا با فزونيهايى دلنواز در صحيفه علويه ، ص 72 هم آمده است كه امير المؤمنين در نماز صبح تلاوت مىفرموده است . [ 3 ] . شايد چنين بوده باشد كه در سن كودكى بودم و به خاطر دارم . . .