تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
( 1 ) مىگذشتم ، خرمايى برداشتم و در دهان گذاشتم . انگشت در دهان من كرد و آن را كه آميخته با لعاب دهان من شده بود بيرون كشيد و كنار خرمن افكند و فرمود : بر ما خاندان محمد زكات روا نيست . و چگونگى نمازهاى پنجگانه را به ياد دارم و كلماتى به من آموخت كه به هنگام نماز بخوانم : « اللهم اهدنى فيمن هديت ، و عافنى فيمن عافيت ، و تولّنا فيمن توليت ، و بارك لنا فيما اعطيت ، و قنا شرّ ما قضيت ، انّك تقضى و لا يقضى عليك ، انّه لا يذلّ من واليت ، تباركت ربنا و تعاليت » . ابو الحوراء مىگويد : هنگامى كه همراه محمد بن حنفيه در دره پناه برده بوديم [ 1 ] اين دعا را براى او خواندم . گفت : آرى اين كلمات به ما آموزش داده شده و دستور داده‌اند در نماز وتر بخوانيم . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از ابى اسحاق ، از بريد بن ابى مريم ، از ابو الحوراء ، از حسن بن على براى ما نقل كرد كه فرموده است * رسول خدا ( ص ) اين دعا را به من آموخت كه در قنوت بخوانم : « اللّهم اهدنى فيمن هديت . . . » . [ 2 ] حسن بن موسى از زهير ، از ابو اسحاق ، از بريد بن ابى مريم ، از ابو الحوراء ، از حسن بن على براى ما نقل كرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) همان دعا را به من آموخت و خود در قنوت نماز وتر آن را تلاوت مىفرمود . « اللهم اهدنى فيمن هديت . . . » . عمرو بن هيثم از شعبه ، از بريد بن ابى مريم ، از ابو الحوراء براى ما نقل كرد كه مىگفته است * از حسن بن على ( ع ) پرسيدم چه چيز از رسول خدا ( ص ) حفظ كرده و به ياد دارى ؟ گفت : خرمايى از خرماهاى زكات برداشتم و در دهانم گذاشتم . پيامبر ( ص ) آن را گرفت و همچنان كه با آب دهانم آميخته بود دور افكند . و به ياد دارم كه همواره مىفرمود : آنچه تو را هدف تهمت و بدنامى قرار مىدهد واگذار و به چيزى كه بدنامت نسازد روى آور كه
هامش
[ 1 ] . يعنى پناه بردن محمد بن حنفيه و يارانش به دره ابو طالب در مكه كه از بيعت با عبد الله بن زبير خوددارى كرده بودند . براى آگهى بيشتر به نهاية الارب ، ج 6 ، ترجمه به قلم اين بنده ، امير كبير ، تهران ، 1364 ش ، ص 8 - 36 مراجعه شود . [ 2 ] . اين روايت را دولابى در كتاب الذريّة الطاهره به شماره 130 ، و ذهبى در سير اعلام النبلا ، ج 3 ، ص 165 از ابن سعد نقل كرده‌اند .