( 1 ) راستى مايه آرامش و دروغ مايه بدنامى است . [ 1 ]
فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى هر دو از يونس بن ابى اسحاق براى ما نقل كردند كه مىگفته است از بريد بن ابى مريم شنيديم كه ابو الحوراء مىگفته است * پيامبر ( ص ) دعايى به حسن بن على آموخته و فرموده است در قنوت نماز وتر چنين مىگويى : « اللّهم اهدنى فيمن هديت . . . » [ 2 ]
ابو عاصم ضحاك بن مخلد نبيل از ثابت بن عماره ، از ربيعة بن شيبانى براى ما نقل كرد كه مىگفته است * به حسن بن على گفتم : چه چيز از رسول خدا ( ص ) به ياددارى ؟ گفت : مرا با خود به حجرهيى كه اموال زكات در آن بود برد . من خرمايى برداشتم و در دهان نهادم ، فرمود : بيرون افكن كه خرماى زكات براى محمد و اهل بيت او روا نيست .
محمد بن عمر واقدى از ابن ابى سبرة ، از داود بن حصين ، از عكرمة ، از ابن عباس براى ما نقل كرد كه مىگفته است * با ششصد مرد همراه على ( ع ) براى جنگ جمل از مدينه بيرون آمديم . راه ربذه را پيش گرفتيم و آن جا فرود آمديم . حسن بن على برخاست و برابر پدر ايستاد و گريست و گفت : به من اجازه فرما تا سخن بگويم ، على ( ع ) فرمود : سخن بگو و همچون كنيزكان مويه مكن . حسن گفت : پيش از اين هم اشاره كردم كه بر جاى خود آرام بگيرى هم اكنون هم پيشنهاد مىكنم كه توقف كنى . همانا عرب را جنب و جوشى است و چون بر سر عقل آيند با شتران به سوى تو شتابان خواهند آمد تا تو را بيرون كشند ، هر چند در لانه سوسمار باشى ! على فرمود : اى بىپدر ! آيا مرا چنان مىبينى كه همچون كفتار منتظر بمانم تا سنگ بر من اندازند ! [ 3 ]
هامش
[ 1 ] . بلاذرى در انساب الاشراف ، ص 143 ذيل شماره سوم اين خبر را با اسناد ديگرى آورده كه ابو الحوراء مىگفته است به حسين ( ع ) گفتم ، ولى روايات متفق در اين است كه از حسن ( ع ) پرسيده شده است . طبرانى در معجم الكبير ، ج 3 اين حديث را كه از امام حسين ( ع ) پرسيدهاند به شماره 2700 تا 2714 نقل كرده است .
[ 2 ] . هم اكنون كه چهارده قرن مىگذرد در نماز تراويح مسجد الحرام قنوت را با همين دعا شروع مىكنند و در نماز وتر هم زمزمه آن شنيده مىشود .
[ 3 ] . اين خبر به چند سبب نمىتواند درست باشد . نخست آنكه ادب و بردبارى حضرت مجتبى ( ع ) فراتر از اين است . دوم آنكه نقل كنندگان اين خبر از اشخاص متهم به جعل حديثاند به ويژه ابن ابى سبرة كه به گفتهء احمد بن حنبل ، دروغگو و جعل كننده حديث است . به احمد بن حنبل معرفة الرجال ، ص 178 شماره 1111 مراجعه فرماييد . داود بن حصين و عكرمه از خوارجاند . ابن حبان در المجروحين ، ج 1 ، ص 290 مىگويد كه واجب است كه از پذيرفتن روايات او پرهيز كرد . سوم آنكه دينورى در اخبار الطوال و طبرى در تاريخ طبرى به گونه ديگرى كه با اين خبر سازگار نيست نقل كردهاند . لطفا به تعليقه استاد محترم سيد عبد العزيز طباطبايى در مجله تراثنا ، شماره 2 ، سال سوم ، ص 148 و به ترجمه