( 1 ) عبد الله بن نمير از حجاج بن دينار ، از جعفر بن اياس ، از عبد الرحمان بن مسعود ، از ابو هريره براى ما نقل كرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) پيش ما آمد در حالى كه حسن و حسين همراهش بودند . يكى بر اين دوش پيامبر ( ص ) و ديگرى بر آن دوش . رسول خدا گاه حسن و گاه حسين را مىبوسيد . و چون پيش ما رسيد مردى به آن حضرت گفت : هر دو را سخت دوست مىدارى ؟ فرمود : هر كس آن دو را دوست بدارد همانا مرا دوست داشته است و هر كه آن دو را دشمن بدارد همانا مرا دشمن داشته است . [ 1 ]
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از على بن زيد براى ما نقل كرد كه مىگفته است * گروهى از جوانمردان قريش از دختر سهيل بن عمرو خواستگارى كردند . امام حسن هم از او خواستگارى كرد . او با ابو هريره كه از دوستانش بود رايزنى كرد . ابو هريره گفت : من خود ديدم كه پيامبر ( ص ) دهان حسن را مىبوسيد ، اگر مىتوانى جايى را ببوسى كه پيامبر ( ص ) بوسيده است ، ببوس . [ 2 ]
خلاد بن يحيى از معرف بن و اصل ، از گفتهء يكى از زنان قبيلهء خود به نام حفصه دختر طلق ، از ابو عميره رشيد بن مالك براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در حضور پيامبر ( ص ) نشسته بوديم ، مردى سبدى خرما آورد . رسول خدا پرسيد اين چيست ، هديه است يا صدقه ؟
پاسخ داد صدقه است . فرمود : براى اصحاب صفه ببر . در آن حال حسن پيش پيامبر ( ص ) بود و سينه خيز مىكرد . كودك خرمايى برداشت و در دهان گذاشت . پيامبر ( ص ) متوجه شد انگشت خود را داخل دهان كودك كرد و خرما را بيرون كشيد و دور افكند و فرمود : ما خاندان محمد صدقه نمىخوريم . [ 3 ]
وكيع بن جرّاح از شعبه ، از محمد بن زياد ، از ابو هريره براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حسن بن على خرمايى از خرماهاى صدقه برداشت و در دهان نهاد . پيامبر ( ص )
هامش
[ ] معجم الكبير ، ج 3 ، ص 27 با سلسله سند ديگرى و سيوطى در جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 10 و ديگران نقل كردهاند .
[ 1 ] . اين حديث را احمد بن حنبل هم در فضائل و هم در مسند ، ج 3 ، ص 440 و حاكم نيشابورى در مستدرك ، ج 3 ، ص 166 نقل كردهاند . حاكم افزوده است با آنكه اين حديث بر طبق ضوابط بخارى و مسلم صحيح است ولى آن دو اين حديث را نياوردهاند !
[ 2 ] . اين حديث را احمد بن حنبل در العلل ، ج 1 ، ص 258 به شماره 1669 و نيز در كتاب فضائل خود به شماره 46 آورده است .
[ 3 ] . اين حديث را ابن ماكولا در الاكمال ، ج 6 ، ص 278 و بخارى در تاريخ الكبير ، ج 2 ، بخش اول ، ص 334 و ابن حجر ضمن شرح حال رشيد بن مالك در الاصابة ، و ابن سكن و باوردى و طبرانى و ابو احمد حاكم و بغوى در معجم الصحابة نقل كردهاند .