( 1 ) محمد بن عمر واقدى از معمر بن راشد ، از سالم بن ابى الجعد براى ما نقل كرد كه * چون على عليه السلام در ذو قار فرود آمد ، عمار بن ياسر و حسن بن على را به كوفه گسيل فرمود تا كوفيان را براى حركت به بصره بسيج كنند .
واقدى از اسرائيل ، از ابو اسحاق براى ما نقل كرد كه * على ، عمار و حسن را به كوفه گسيل داشت و خود در ذو قار فرود آمد . عمار و حسن از كوفيان خواستند بسيج شوند .
هشت هزار مرد از كوفيان بر مركبهاى رام و چموش - با هر مركبى كه داشتند - بيرون آمدند .
فضل بن دكين از معمر بن يحيى بن سام براى ما نقل كرد كه مىگفته است از جعفر شنيدم كه مىگفت از ابو جعفر - ظاهراً يعنى حضرت باقر - شنيدم كه * على ( ع ) به حسن فرموده است : برخيز و براى مردم سخنرانى كن . گفت : من اگر بخواهم سخنرانى كنم و تو را ببينم ، هيبت تو مانع خواهد شد . على ( ع ) جايى پنهان شد كه سخن حسن را بشنود و او را نبيند . حسن برخاست خداى را ستايش و نيايش كرد و سپس سخنرانى كرد . چون از منبر فرود آمد ، على ( ع ) اين آيه را تلاوت كرد : « ذرية بَعْضُها مِنْ بعض و اللهُ سميعٌ عليم » « فرزندانى كه برخى از برخىاند - خدايشان برگزيده است - و خداى شنواى داناست » . [ 1 ]
محمد بن عبد الله اسدى از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از هبيرة بن يريم براى ما نقل كرد كه مىگفته است * به على گفته شد : حسن بن على در مسجد براى مردم سخن مىگويد - حديث نقل مىكند - على گفت : آرد كردن شترى است كه آرد كردن را نياموخته است . [ 2 ]
وهب بن جرير بن حازم از شعبه ، از ابو اسحاق ، از معدى كرب براى ما نقل كرد كه * على ( ع ) از كنار گروهى كه برگرد مردى جمع شده بودند گذشت و پرسيد اين كيست ؟
گفتند : حسن است . فرمود : آرد كردن شترى كه به آرد كردن خو نگرفته است . همانا هر قوم را پرده و حجابى است ، پرده ما حسن است ! [ 3 ] عبيد إله بن موسى از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از حارثه براى ما نقل كرد كه * على ( ع )
هامش
[ ] اخبار الطوال ، به قلم اين بنده ، نشر نى ، تهران ، 1364 ش ، ص 182 مراجعه فرماييد .
[ 1 ] . آيه سى و چهارم سوره آل عمران . گفتهاند كلمه ذرية از اين جهت منصوب است كه فعل « اصطفى » در آن نهفته است .
به تفسير كشف الاسرار ذيل آيه مذكور مراجعه فرماييد . به همين سبب در ترجمه گنجانيده شد .
[ 2 ] . اين حديث و حديث بعد با حديث پيشين ناسازگار است و بديهى است كه حديث نخست صحيح است ، و امير المؤمنين مكرر به امام حسن فرمان مىداد كه سخنرانى كند .
[ 3 ] . آيا على عليه السلام پسر خود را نمىشناخته است كه بپرسد اين كيست ؟ شايد منظور حسن بصرى باشد .