( 1 ) محمد بن عبد الله اسدى از شريك ، از جابر ، از عبد الرحمان بن سابط ، از جابر بن عبد الله براى ما نقل كرد كه مىگفته است پيامبر ( ص ) فرمود * هر كه را نگريستن به سرور جوانان بهشت شاد مىسازد بايد كه به حسن بن على بنگرد . [ 1 ]
فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى هر دو از سفيان ، از يزيد بن ابى زياد ، از ابن ابى نعم ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكنند كه مىگفته است پيامبر ( ص ) فرمود * حسن و حسين دو سرور جوانان بهشتاند . [ 2 ]
عبيد الله بن موسى و فضل بن دكين هر دو از يزيد بن مردانبه ، از عبد الرحمان بن ابى نعم ، از ابو سعيد خدرى ، از قول پيامبر ( ص ) نقل مىكنند كه فرموده است * اين حسن و اين حسين دو سرور جوانان بهشتاند . [ 3 ]
فضل بن دكين از حكم بن عبد الرحمان بن ابى نعم ، از پدرش ، از ابو سعيد ، از قول پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه فرموده است * اين حسن و حسين سرور جوانان بهشتاند جز براى دو پسر خاله يعنى عيسى بن مريم و يحيى بن زكريا . [ 4 ]
فضل بن دكين از شريك ، از عبد الرحمان بن زياد ، از مسلم بن يسار براى ما نقل كرد كه * حسن و حسين آمدند ، پيامبر ( ص ) فرمود : اين دو ، سرور جوانان بهشتاند و پدرشان از آن دو برتر است . [ 5 ]
فضل بن دكين از اسرائيل ، از ابن ابى السفر ، از شعبى ، از حذيفة ، از گفتهء پيامبر ( ص ) براى ما نقل كرد كه فرموده است * جبريل پيش من آمد و مرا مژده داد كه حسن و حسين دو سرور جوانان بهشتياناند . [ 6 ]
هامش
[ 1 ] . ابن عساكر به نقل از ابن سعد و با سلسله روايات ديگر به شماره 136 ، و ابن كثير در تاريخ ، ج 8 ، ص 35 آوردهاند .
[ 2 ، 3 ] . اين حديث را گروه بسيارى از محدثان بزرگ اهل سنت با اسناد مختلف نقل كردهاند كه از جمله ابن ابى شيبه و احمد بن حنبل و ترمذى و طبرانى و ابو نعيم اصفهانى در تاريخ اصفهان و نسايى در خصائص را مىتوان نام برد . حاكم نيشابورى در مستدرك ، ج 3 ، ص 166 اين حديث را آورده و افزوده است كه جاى شگفتى است كه بخارى و مسلم چرا نياوردهاند ؟ !
[ 4 ] . اين حديث را فسوى در المعرفة و التاريخ ، ج 2 ، ص 644 و طبرانى در معجم الكبير ، ج 3 ، ص 19 و ابو نعيم در حلية الاولياء ، ج 5 ، ص 71 و ديگران آوردهاند .
[ 5 ] . گروهى از بزرگان اصحاب از جمله خود امير المؤمنين على ( ع ) و ابو سعيد خدرى و بريده و حذيفة و عبد الله بن عمر و انس بن مالك و قرّة بن اياس و مالك بن حويرث اين حديث را نقل كردهاند و گروه بسيارى از محدثان از جمله ابن ماجه ، خطيب بغدادى ، ابن عساكر و ذهبى و هيثمى و سيوطى و ديگران آن را نقل كردهاند .
[ 6 ] . اين حديث را احمد بن حنبل در مسند ، ج 5 ، ص 392 با دو سند ، و ترمذى در باب مناقب سنن ، و طبرانى در