تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
( 1 ) ترسيد و از پيش او نزد عبد الله بن زبير گريخت . محمد بن عمر از جعفر بن محمد بن خالد بن زبير ، از عثمان بن عروة ، از پدرش و هم از اسحاق بن يحيى بن طلحه و كسان ديگرى غير از آن دو نقل مىكند كه مىگفته‌اند * چون مختار به كوفه آمد از همگان نسبت به ابن زبير دشمن‌تر بود و بيشتر بر او خرده مىگرفت و به مردم چنين مىگفت كه ابن زبير حكومت را نخست براى ابو القاسم يعنى محمد بن حنفيه مىخواست و سپس نسبت به او ستم كرد . و شروع به تبليغ دربارهء ابن حنفيه و پارسايى و فضل او كرد و مىگفت : محمد بن حنفيه او را به كوفه فرستاده است تا مردم را به او فراخواند و محمد بن حنفيه براى او دستورهايى نوشته است كه از آن تخلف نمىكند . و مضمون نامه و دستورها را براى كسانى كه اعتماد داشت مىخواند و شروع به دعوت براى محمد بن حنفيه كرد و مردم پوشيده با او براى محمد بيعت مىكردند تا آنكه گروهى دربارهء مختار به ترديد افتادند و گفتند ما با اين مرد كه مدعى است فرستادهء محمد بن حنفيه است بيعت كرده و عهد و ميثاق بسته‌ايم . ابن حنفيه مقيم مكه است و از ما چندان دور نيست وانگهى خود را از ما پوشيده نمىدارد مناسب است تنى چند از ما پيش ابن حنفيه بروند و از او دربارهء آنچه اين مرد ادعا مىكند بپرسند . اگر راستگو بود او را نصرت و اعانت خواهيم داد . تنى چند از ايشان حركت كردند و در مكه با ابن حنفيه ملاقات كردند و او را از كار مختار و دعوتى كه از ايشان مىكند آگاه ساختند . محمد بن حنفيه گفت : ما همين گونه كه مىبينيد كار خود را به خدا واگذاشته و شكيباييم و دوست نمىدارم كه پادشاهى اين جهانى براى من با ريخته شدن خون ناحق مؤمنى فراهم شود . البته دوست مىدارم خداوند وسيله هر كس از خلق خود كه بخواهد انتقام ما را بگيرد و ما را يارى فرمايد ولى در هر حال از دروغگويان پرهيز كنيد و بر كار خود و دين خود بنگريد . آنان برگشتند . مختار نامه‌يى از قول محمد بن حنفيه خطاب به ابراهيم بن اشتر نوشت و بر در خانهء ابراهيم آمد و براى او اجازهء ورود خواستند و گفتند : مختار كه امين خاندان محمد رسول خدا ( ص ) است بر در است . ابراهيم براى ورودش اجازه داد و چون وارد شد به او خوش آمد و درود گفت و او را روى تشك خود نشاند . مختار كه زبان آور بود شروع به سخن گفتن كرد . نخست حمد و ثناى خدا را بجا آورد و بر پيامبر درود فرستاد و خطاب به ابراهيم گفت : شما خاندانى هستيد كه خداوندتان با يارى دادن آل محمد ( ص ) گرامى داشته است ، اكنون مىبينى و مىدانى كه برايشان ستم شده و از حق خود محروم مانده‌اند و به اين حال كه مىبينى
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 217 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد