( 1 ) براى ما نقل كردند و دوست مىداشتم كه با تو روياروى و شفاهى گفتگو كنم و دربارهء تو از هيچ كس چيزى نپرسم و تو مطمئنتر و محبوبتر مردم در نظر منى كه به او اقتدا كنم .
اينك راى و انديشهء خود را به من بگو و راه رهايى از اين گرفتارى را چگونه مىبينى . اين سخن را گفتم و از خداوند براى خود و شما طلب آمرزش مىكنم . محمد بن حنفيه حمد و ثناى خدا را بجا آورد و گواهى داد كه خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد ( ص ) بنده و رسول اوست و سپس گفت : از اين گونه سخنان پرهيز كنيد كه براى شما عيب خواهد بود و بر شما باد تمسك به كتاب خداوند تبارك و تعالى كه در آن هدايت گروههاى نخستين شما بوده است و با آن آيندگان شما هدايت مىشوند . سوگند به جان خودم بر فرض كه شما آزار ديدهايد آن كس كه از شما بهتر بود آزار ديد . اما اين سخن تو كه مىگويى تصميم گرفتهام به سرزمين خالى و دور افتادهيى بروم و تا هنگام مرگ و ديدار خدا به عبادت بپردازم و از امور مردم پرهيز و دورى كنم و موضوع آل محمد بر من پوشيده نماند ، نه هرگز اين كار را مكن كه اين بدعت رهبانيت است ، سوگند به جان خودم موضوع آل محمد روشن تر از برآمدن اين خورشيد است . اما اين سخن تو كه مىگويى تصميم گرفتهام با گروهى كه شهادت ما يكسان است بر امراى خود خروج و قيام كنيم و جنگ درافكنيم و بر جاى باشيم ، اين كار را هم مكن و از امت دورى مگزين و نسبت به بنى اميه با تقيه رفتار كن و همراه آنان هم به جنگ مرو : گفتم : منظور از تقيه چيست ؟ گفت : چون دعوت مىكنند به ظاهر بپذير تا خداوند به اين وسيله خون و دين تو را حفظ فرمايد . وانگهى بهرهء خود را از اموال خداوند كه تو براى آن سزاوارتر از ايشانى دريافت مىدارى . گفتم : نظر تو در صورتى كه مرا به جنگى ببرند كه از شركت در آن چاره نداشته باشم چيست ؟ گفت : با دست خود با دست ديگر خويش براى خدا بيعت كن و با نيت خالص و براى خداى جنگ كن كه خداوند به زودى گروهى را با نيتهاى پسنديده ايشان به بهشت مىبرد و گروهى را به سبب سوء نيت به دوزخ مىبرد . من تو را به خدا سوگند مىدهم و خدا را فراياد تو مىآورم كه سخنى را كه از من نشنيدهاى براى كسى نگويى و آنچه را نگفتهام از قول من نقل كنى . اين سخن را گفتم و براى خودم و شما از خداوند آمرزش مىخواهم .
على بن عبد الله بن جعفر از سفيان بن عيينه ، از اسود بن قيس ، از قول مردى از محمد بن حنفيه نقل مىكند كه مىگفته است * با يك دست خود با دست ديگرت بيعت كن و بر نيت خود جنگ كن .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢١٤