( 1 ) فضل بن دكين از ابن عيينه ، از عبيد الله بن ابى يزيد [ 1 ] ، از نافع بن جبير ، از ابو هريره دوسى براى ما نقل كرد كه مىگفته است * همراه رسول خدا ( ص ) بيرون رفتم . نه او با من سخنى فرمود و نه من سخنى مىگفتم . به بازار بنى قينقاع رسيديم ، سپس برگشت . عايشه مىگويد ، پيامبر نشست و فرمود : آيا پسرك اين جاست ؟ من پنداشتم كه مادر كودك را نگاه داشته كه بشويدش و گردنبند بر او بياويزد . در اين هنگام حسن شتابان بيرون آمد . او و پيامبر يك ديگر را در آغوش كشيدند و پيامبر فرمود : پروردگارا من او را دوست مىدارم ، او را و هر كه او را دوست مىدارد دوست بدار . [ 2 ]
فضل بن دكين و سعيد بن منصور از ابن عيينة ، از ابو موسى براى ما نقل كرد كه مىگفته است از حسن - بصرى - شنيدم از قول ابو بكر نقل مىكرد كه مىگفته است * خودم پيامبر ( ص ) را بر روى منبر ديدم كه يك بار به مردم مىنگريست و يك بار به حسن بن على و مىفرمود : اين پسرم سرور است و باشد كه خداوند به دست او ميان دو گروه از مسلمانان صلح پديد آورد . سعيد بن منصور در روايت خود به جاى ابو موسى نام و نام پدر او را به صورت « اسرائيل بن موسى » نقل كرده است . همچنين گفته است در متن حديث به جاى كلمه « به » « على يده » است . [ 3 ]
فضل بن دكين از سفيان ، از داود بن ابى هند ، از حسن - بصرى - براى ما نقل كرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) درباره حسن بن على فرمودهاند : اين پسرم سرور است . خداوند به دست او ميان دو گروه از مسلمانان صلح پديد مىآورد .
هامش
[ 1 ] . در متن عبيد الله بن ابى الزناد است كه درست نيست ، كنيهء پدرش ابو يزيد صحيح است . به طبقات ، ج 5 ، ص 48 و تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 56 مراجعه شود .
[ 2 ] . خوانندگان گرامى مىبينند كه در متن حديث مطلب از يك ديگر گسيخته است . يعنى بدون مقدمه به نقل گفتار عايشه پرداخته است ، اين حديث را بسيارى از محدثان بزرگ به صورت مفصل يا مختصر و با اسناد صحيح و راويان مختلف در آثار خود آوردهاند . بخارى در بخش لباس صحيح خود و هم در ادب المفرد ، ج 2 ، ص 612 در باب احتباء ، مسلم در صحيح ، ج 15 ، ص 192 و ابن اثير در جامع الاصول ، ج 10 ، ص 20 با اظهار شگفتى از آمدن نام عايشه در متن حديث ، و احمد بن حنبل در مسند ، ج 2 ، ص 312 به تفصيل آوردهاند . گروهى ديگر هم اين حديث را به صورت مختصر آوردهاند . كسانى كه خواهان آگهى بيشترى در اين باره هستند به مجله تراثنا ، شماره 2 سال سوم ، ص 5 - 134 تعليقه استاد ارجمند حضرت آقاى سيد عبد العزيز طباطبايى مراجعه فرمايند .
[ 3 ] . احمد بن حنبل در مسند ، ج 5 ، ص 37 ، بخارى در چند مورد از صحيح از جمله در كتاب الصلح ، و كتاب بدء الخلق در بخش مناقب حسن و حسين و نيز در بخش علامات نبوت با چند سلسله سند و با اختلافات لفظى اندك آورده است . در صفحات بعد پاره ديگرى از منابع اين حديث را ملاحظه مىفرمايد .