( 1 ) معاويه در شام بود . يزيد پسر خود معاوية را جانشين خود كرده بود و پس از مرگ يزيد مردم با او بيعت كردند و همهء شهرها هم با او بيعت كردند . فقط ابن زبير و مردم مكه از بيعت با او خوددارى كردند . معاوية بن يزيد سه ماه و برخى گفتهاند چهل شبانه روز حكومت كرد و در آن مدت هم همواره در خانهاش بود و پيش مردم نيامد كه بيمار بود . معاوية بن يزيد به ضحاك بن قيس فهرى دستور داده بود در دمشق با مردم نماز بگزارد و چون بيمارى معاويه سنگين شد ، گفتند : چه خوب است مردى را جانشين و وليعهد خود قرار دهى . گفت : به خدا سوگند در زندگى من اين خلافت براى من سودى نداشت كه پس از مرگ هم بار آن را بر گردن خويش نهم . اگر خلافت خوب باشد كه خاندان ابو سفيان از آن فراوان بهرهمند شدند و اكنون هم دوست نمىدارم كه بنى اميه شيرينى آن را ببرند و من عهده دار تلخى آن باشم .
خداوند هرگز در اين مورد از من چيزى نخواهد پرسيد و چون من مردم وليد بن عتبة بن ابى سفيان بر من نماز گزارد و ضحاك بن قيس هم عهده دار پيشنمازى باشد تا مردم براى خود كسى را برگزينند و او به كاهاى خلافت قيام كند . چون معاوية بن يزيد مرد وليد بر او نمازگزارد و ضحاك بن قيس در كارهاى مردم نظارت داشت . چون معاوية بن يزيد را به خاك سپردند مروان بن حكم كنار گور او ايستاد و گفت : آيا مىدانيد چه كسى را به خاك سپرديد ؟ گفتند : آرى معاويه پسر يزيد را به خاك سپردهايم . گفت : نه كه اين ابو ليلى [ 1 ] بود .
ازنم فزارى اين بيت را سرود : « من فتنههايى مىبينم كه ديگهاى آن در حال جوش و غليان است و پادشاهى پس از ابو ليلى از كسى است كه پيروز شود » . [ 2 ]
مردم در شام با يك ديگر اختلاف داشتند و شروع به سركشى كردند . نخستين فرمانده از فرماندهان جنگى و اميران سپاه كه با ادامهء حكومت بنى اميه مخالفت كرد نعمان بن بشير انصارى در حمص بود كه مردم را به بيعت با عبد الله بن زبير فرا خواند . پس از او زفر بن حارث در قنسرين به اين كار قيام كرد و پس از او ضحاك بن قيس در دمشق نخست پوشيده و سپس آشكارا مردم را به بيعت با ابن زبير دعوت مىكرد و مردم اين دعوت او را پذيرفتند و با او براى ابن زبير بيعت كردند . چون اين خبر به اطلاع عبد الله زبير رسيد فرمان حكومت شام را براى ضحاك فرستاد . ضحاك هم براى فرماندهان سپاه كه آنان را به بيعت با ابن زبير دعوت كرده بود نوشت و آنان پيش او آمدند . مروان كه چنين ديد به قصد رفتن به مكه و
هامش
[ 1 ] . اين كنيه را براى تحقير معاوية بن يزيد به كار مىبردهاند و در شعر هم آمده است .
[ 2 ] .انّى ارى فتنا تغلى مراجلها * فالملك بعد ابى ليلى لمن غلبا