تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
( 1 ) ايستاده بود . با خود گفت : به خدا سوگند كه خون عثمان فقط بر گردن همين مرد است كه از همگان نسبت به عثمان خشن‌تر و سخت‌تر بود و من پس از اينكه به اصل آن دست يافته‌ام چرا در جستجوى نشانه باشم و براى او تيرى آماده ساخت و به او زد و او را كشت . مروان همچنان به جنگ خويش ادامه داد تا زخمى شد و درافتاد و او را به خانه زنى از قبيله عنزه بردند و او را معالجه كردند . خاندان مروان همواره سپاسگزار اين نعمت آنان بودند و چون اصحاب جمل شكست خوردند و گريختند مروان هم مخفى شد تا براى او از امير المؤمنين على امان گرفتند . و او را امان داد و مروان مىگفت : دل من آرام نمىگيرد تا پيش على روم و بيعت كنم . به حضور على ( ع ) رفت و بيعت كرد . سپس به مدينه بازگشت و همان جا بود تا آنكه معاوية بن ابى سفيان به حكومت رسيد و او در سال چهل و دوم مروان بن حكم را به فرماندارى مدينه گماشت . سپس او را بر كنار ساخت و حكومت مدينه را به سعيد بن عاص داد و پس از مدتى او را عزل كرد و مروان را بر كار گماشت باز او را بر كنار كرد و سعيد بن عاص داد و پس از مدتى او را عزل كرد و مروان را بر كار گماشت با او را بر كنار كرد و سعيد را بر كار گماشت و سپس او را بر كنار ساخت و وليد بن عتبة بن ابى سفيان را بر مدينه گماشت . و او تا هنگامى كه معاويه مرد همچنان حاكم مدينه بود و مروان همچنان از كار بر كنار بود . يزيد پس از وليد بن عتبه ، عثمان بن محمد بن ابو سفيان را بر مدينه گماشت . و چون به هنگام واقعهء حره مردم مدينه قيام و شورش كردند عثمان بن محمد و ديگر افراد بنى اميه را از مدينه بيرون و به شام تبعيد كردند مروان بن حكم هم در زمرهء ايشان بود . مردم مدينه از آنان پيمان گرفتند و آنان را سوگند دادند كه به مدينه بر نگردند و اگر توانستند لشكرى را كه به سرپرستى مسلم بن عقبه مرى به مدينه گسيل شده بودند برگردانند . آن گروه چون با مسلم روبرو شدند بر او سلام دادند و مسلم دربارهء مدينه و مردم آن شهر از ايشان پرسشهايى كرد . مروان شروع به خبرچينى كرد و او را بر ضد مردم مدينه تحريص مىكرد . مسلم گفت : نظر شما چيست پيش امير المؤمنين يزيد مىرويد يا با من به مدينه برمىگرديد ؟ گفتند : بدون ترديد پيش امير المؤمنين مىرويم . از ميان ايشان فقط مروان گفت : من با تو برمىگردم . و با او برگشت و او را يارى داد و با او همكارى كرد تا آنكه مسلم بر مردم مدينه پيروز شد و آنان كشته شدند و مدينه سه روز غارت شد . مسلم بن عقبه نامه‌يى براى يزيد نوشت و ضمن گزارش كار خود از مروان تشكر كرد و يادآور شد كه مروان او را يارى داده و خيرخواهى كرده و همراه او بوده است . مروان پس از آن به شام و پيش يزيد بن معاوية رفت . يزيد از او سپاسگزارى كرد و او را به خود نزديك ساخت و مروان همچنان تا هنگام مرگ يزيد بن