( 1 ) مروان و بنى اميه در تدمر بودند و خالد و عبد الله پسران يزيد بن معاويه در جابية بودند و پيش دايى خود حسان بن مالك بن بجدل زندگى مىكردند . عبيد الله بن زياد براى مروان نوشت كه مردم را به بيعت با خود فراخوان و براى حسان بن مالك هم نامه بنويس او هم پيش تو خواهد آمد و بيعت تو را رد نخواهد كرد و همراه او به سوى ضحاك حركت كن كه براى تو در صحرا لشكرگاه فراهم ساخته است . مروان ، بنى اميه و وابستگان ايشان را فراخواند و آنان با او بيعت كردند و ام خالد دختر ابو هاشم بن عتبه بن ربيعه ( مادر خالد و عبد الله پسران يزيد ) را به همسرى گرفت و براى حسان بن مالك نامه نوشت و از او خواست تا براى او از مردم بيعت بگيرد و خودش هم پيش مروان آيد . حسان نپذيرفت و مروان سخت پشيمان و سرگردان ماند و به عبيد الله بن زياد پيام فرستاد كه چه كند ؟ عبيد الله بن زياد براى او نوشت تو همراه افراد بنى اميه پيش او برو . مروان و همهء افراد بنى اميه پيش حسان كه در جابيه بود رفتند و مردم در آن جا با يك ديگر اختلاف نظر داشتند . مروان ، حسان را به بيعت با خود فراخواند . او در پاسخ خطاب به مردم گفت : به خدا سوگند اگر با مروان بيعت كنيد بر شما براى داشتن يك بند كفش يا تازيانه و سايهء درختى رشگ و حسد خواهد برد .
همانا مروان و خاندانش از قيس هستند و او داراى ده فرزند و ده برادر است و اگر با او بيعت كنيد همگان بندگان او خواهيد بود . از من بشنويد و اطاعت كنيد و با خالد بن يزيد بيعت كنيد .
در اين هنگام روح بن زنباع گفت : با اين پيرمرد بيعت كنيد و بگذاريد اين كودك رشد كند و به جوانى برسد . حسان بن مالك به خالد بن يزيد گفت : اى خواهر زاده دل من بر خلافت و حكومت تو است ولى مردم به سبب نوجوانى تو را نمىخواهند و مروان در نظر ايشان محبوبتر از تو است و از ابن زبير هم محبوبتر است . خالد گفت : از پس اين كار بر نيامدى و درمانده شدى . گفت : هرگز . حسان و مردم اردن با مروان بيعت كردند به شرط آنكه مروان در مورد وليعهدى فقط براى خالد بيعت بگيرد و فرماندهى و حكومت حمص براى خالد و فرماندارى دمشق براى عمرو بن سعيد باشد .
بيعت با مروان روز دوشنبه نيمه ذى قعده سال شصت و چهارم هجرت صورت گرفت .
عبيد الله بن زياد هم از مردم دمشق براى مروان بيعت گرفت و اين موضوع را براى مروان نوشت . مروان گفت : اگر خداوند اراده فرموده باشد كه خلافت را براى من فراهم سازد هيچ كس از آفريدههاى او نمىتواند مرا از خلافت باز دارد . حسان بن مالك هم گفت : راست مىگويى . مروان از جابيه همراه شش هزار تن حركت كرد و در مرج راهط فرو آمد و هفت
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٦٢