تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
( 1 ) او را در پيشگاه خدا به حساب مىآوريم و از درگاهش پاداش و جبران پسنديده مسألت مىكنيم . سپس ابن عباس به ابن صفوان گفت : همانا به خدا سوگند اين دوست تو - ابن زبير - كه به مرگ حسين شاد است و سرزنش مىكند جاودانه نخواهد ماند . ابن صفوان به او گفت : به خدا سوگند كه من چنين حالى در او نديدم بلكه او را از كشته شدن حسين سخت اندوهگين ديدم و بسيار بر او رحمت مىآورد . ابن عباس گفت : چون دوستى تو را نسبت به ما مىداند پيش تو آن چنان وانمود مىكند . خداى پيوند خويشاوندى تو را پيوسته دارد ، ابن زبير هرگز ما را دوست نمىدارد ، ابن صفوان گرفت : تو فضيلت در پيش گير كه به آن از او شايسته و سزاوارترى . محمد بن عبد الله انصارى از قرة بن خالد ، از عامر بن عبد الواحد ، از شهر بن حوشب براى ما نقل كرد كه مىگفته است * گروهى در خانهء ام سلمه همسر رسول خدا ( ع ) بوديم ناگهان بانگ شيون زنى را شنيديم . آن زن همچنان پيش آمد و چون به خانه ام سلمه رسيد فرياد برآورد كه حسين كشته شد . ام سلمه گفت : آه كه اين كار را كردند ، خداى خانه‌ها يا گورهايشان را بر ايشان انباشته از آتش كناد و بيهوش افتاد ، ما برخاستيم . فضل بن دكين از سفيان ، از نسير بن ذعلوق ، از هبيرة بن خزيمه براى ما نقل كرد كه * چون حسين ( ع ) كشته شد ربيع بن خثيم چنين عرضه داشت : « پروردگارا ! اى پديد آورنده آسمانها و زمين ، داناى آشكار و نهان ، تو خود ميان بندگانت در آنچه اختلاف دارند حكم مىكنى » . [ 1 ] فضل بن دكين از فطر ، از منذر براى ما نقل كرد كه مىگفته است * چون حسين ( ع ) كشته شد تنى چند از پير مردان كوفه كه ابو بردة هم همراهشان بود [ 2 ] گفتند پيش ربيع بن خثيم برويم و ببينيم راى او چيست . آنان پيش ربيع رفتند و گفتند : حسين كشته شد . ربيع گفت : اگر پيامبر ( ص ) به كوفه مىآمد و در آن كسى از اهل بيت آن حضرت مىبود ، پيامبر كجا منزل مىكرد ، جز در خانهء آنان ؟ و آن گروه راى او را دانستند . فضل بن دكين از سفيان ، از قول يكى از مشايخ براى ما نقل كرد كه * چون حسين بن على شهيد شد ، ربيع بن خثيم گفت : كودكانى را كشتند كه اگر رسول خدا ( ص ) آنان را
هامش
[ 1 ] . آيه 46 ، سورهء زمر ، ابو الفتوح رازى هم ضمن تفسير اين آيه ، همين موضوع را آورده است - م . [ 2 ] پنج تن از اصحاب حضرت ختمى مرتبت داراى كنيهء ابو برده‌اند . چنين به نظر مىرسد كه مقصود ابو بردهء بن نيار انصارى است كه دايى براء بن عازب و از جمله ياران حضرت امير عليه السلام بوده است - م .