تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
( 1 ) شنيده كه مىگفته است حسين بن على كشته شده است . ابن عباس از جاى خود برنخاسته بود كه ابن زبير آمد و او را تسليت گفت و برگشت . ابن عباس برخاست و به خانه خويش رفت و مردم پيش او مىرفتند كه تسليت بگويندش ، ابن عباس گفت : رفتار سرزنش آميز و آميخته با شادى ابن زبير براى من همسنگ سوگ حسين است ، آيا چگونگى راه رفتن ابن زبير را ديديد كه براى تسليت پيش من آمد ؟ چيزى جز سرزنش و شادمانى نبود . محمد بن عمر واقدى از گفته ابن جريج به ما خبر داد كه * به هنگام رسيدن خبر مرگ حسين بن على ، مسور بن مخرمة هم در مكه بود . مسور ، ابن زبير را ديد و گفت : خبر مرگ حسين بن على را كه آرزومند آن بودى دريافت كردى . ابن زبير گفت : اى ابو العباس تو اين سخن را به من گويى ؟ ! به خدا سوگند كاش تا بر پهنه گيتى سنگ و شن است او زنده مىبود و به خدا سوگند هرگز چنين آرزويى براى او نداشته‌ام . مسور گفت : اين تو بودى كه ناسنجيده او را به قيام و بيرون شدن - از مكه - واداشتى . ابن زبير گفت : آرى من چنين رايزنى كردم ولى نمىدانستم كه او كشته مىشود ، مرگ او هم در دست من نبوده است . پيش ابن عباس رفتم و تسليت گفتمش و فهميدم كه اين كار من بر او سنگين آمد . اگر به تسليت او نمىرفتم ، مىگفت آيا نبايد به كسى چون من در سوگ كسى چون حسين تسليت داد و مىتوان اين كار را رها كرد . پس من با اين دايىهاى خود كه سينه‌شان نسبت به من آكنده از كينه است چه كنم ، و نمىدانم اين به چه سبب است ؟ ! مسور گفت : تو را چه نيازى به يادآورى و فاش ساختن كارهاى گذشته است . كارها را به حال خود رها كن تا سپرى شود ، نسبت به دايىهاى خود خوش رفتار باش كه پدرت در نظر ايشان از تو ستوده‌تر است . [ 1 ] محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد الله بن عبيد بن عمير ، از قول مردى براى ما نقل كرد كه مىگفته است * محمد بن حنفيه پيش ابن عباس بود كه خبر شهادت حسين ( ع ) رسيد و مردم به آنان تسليت مىدادند . ابن صفوان « انا لله و انا اليه راجعون » گفت و افزود : چه سوگ بزرگى ، خداوند ابو عبد الله را رحمت كناد و شما را در اين سوگتان پاداش دهاد . ابن عباس به محمد بن حنفيه گفت : اى ابا القاسم ! همان دم كه حسين از مكه بيرون شد منتظر آنچه بر سرش آمد بودم . ابن حنفيه گفت : به خدا سوگند كه من همچنين مىپنداشتم ، اينك
هامش
[ 1 ] . خوانندگان گرامى توجه دارند كه مادر زبير ، صفيه است كه خواهر ابو طالب و عباس و عبد الله است و بدين جهت عبد الله بن زبير فرزندان ابو طالب و عباس را دايى خود مىداند - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 115 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد