تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
( 1 ) عمرو بن سعيد از خانه‌هاى بنى هاشم فرياد شيون شنيد و اين بيت را خواند : « زنان بنى زياد شيون برآوردند همچون شيون زنان ما در بامداد جنگ ارنب » . [ 1 ] اين شعر سروده عمرو بن معدى كرب است كه در جنگى كه ميان بنى زبيد و بنى حارث بوده سروده است . عمرو بن سعيد بيرون آمد و به منبر رفت و براى مردم سخنرانى كرد و سپس از حسين ( ع ) و سرانجام او سخن به ميان آورد و گفت : به خدا سوگند دوست مىدارم اى كاش سرش بر بدنش و روانش در پيكرش مىبود و همچنان بر عادت خويش ما را دشنام مىداد و ما او را مىستوديم و او پيوند ما را مىگسست و ما پيوند او را پيوسته مىداشتيم . در اين هنگام ابن ابى حبيش كه از خاندان اسد بن عبد العزّى بن قصى بود برخاست و گفت : همانا اگر فاطمه زنده مىبود از آنچه مىبينى اندوهگين مىشد . عمرو گفت : خاموش باش كه هرگز خاموش نباشى . دربارهء فاطمه با من ستيز مىكنى و من خود از همان شاخسارم ، به خدا سوگند كه حسين پسر ما و مادرش دختر ما بوده است . آرى كه اگر فاطمه زنده مىبود كشته شدن حسين او را اندوهگين مىساخت ولى كسى را كه حسين را براى دفاع از جان خود كشته است سرزنش نمىكرد . ابن ابى حبيش گفت : همين گونه است كه حسين پسر فاطمه و فاطمه دختر خديجه و خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزّى بوده‌اند . عمرو بن سعيد فرمان داد سر حسين را كفن كردند و كنار آرامگاه مادرش در گورستان بقيع به خاك سپردند . [ 2 ] عبد الله بن جعفر گفت : اگر همراه حسين مىبودم دوست مىداشتم با او كشته شوم . سپس گفت : كشته شدن حسين سخت بر من گران است . محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد الله بن عبيد بن عمير ، از گفته ابن ابى مليكه براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در همان حال كه ابن عباس ميان مسجد الحرام نشسته و منتظر دريافت خبرى از حسين بن على بود كسى پيش او آمد و آهسته به او چيزى گفت ، ابن عباس « انا لله و انا اليه راجعون » بر زبان آورد . ما پرسيديم اى ابو العباس ! چه پيش آمده است ؟ گفت : سوگى بزرگ كه در پيشگاه خدا حساب مىكنيم ، اين وابسته‌ام به من خبر داد از ابن زبير
هامش
[ 1 ] .عجّت نساء بنى زياد عجة * كعجيج نسوتنا غداة الارنب[ 2 ] . درباره جايى كه سر مطهر حضرت سيد الشهداء به خاك سپرده شده است از دير باز اختلاف است و گوناگون سخن گفته‌اند . نويرى در نهاية الارب ، ج 20 ، ص 481 همين موضوع را همراه گفته‌هاى ديگر آورده است . به ترجمهء نهاية الارب ، ج 7 ، به قلم اين بنده ، امير كبير ، تهران ، 1364 ش ، ص 208 مراجعه فرماييد - م .