تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( 1 ) خون است . باد دامن افشان بر آنان مىگذرد در بيابان پهناور دسته‌هاى كفتار پياپى مىرسند و ديدار كنندگان ايشان كركسها و عقابهايند ! ! . گويد : چشمهاى يزيد به اشك نشست و گفت : بدون كشتن حسين هم از فرمانبردارى شما خشنود بودم ، و افزود كه اين سرانجام سركشى و نافرمانى است و به اين شعر مثل زد : « هر كس جنگ را بچشد آن را تلخ مزه مىيابد و در تنگنا مىافتد » . [ 1 ] گويد : مخفر بن ثعلبة عائذى كه از خاندان عائذه قريش بود ، سر حسين ( ع ) را پيش يزيد آورد و گفت : اى امير المؤمنين سر احمق‌تر و فرومايه‌تر مردم را براى تو آورده‌ام . يزيد گفت : آنچه مادر مخفر زاييده احمق‌تر و فرومايه‌تر است . آرى گويى اين مرد اين آيه قرآن را نخوانده بوده است كه « پروردگارا ! هر كه را خواهى پادشاهى دهى و از هر كه خواهى پادشاهى را جدا مىكنى ، هر كه را خواهى نيرو و عزت مىدهى و هر كه را خواهى زبون مىسازى » [ 2 ] سپس با چوب‌دستى خود ميان لبهاى حسين ( ع ) مىكوفت و اين شعر را مىخواند : « از مردانى گران سنگ كه براى ما گرامى بودند سرهايى شكافتيم و آنان ستمگرتر و نافرمان‌تر بودند » . [ 3 ] اين شعر از حصين بن حمام مرى است . مردى از انصار كه پيش يزيد بود گفت : چوبدستى خود را بردار كه من خود رسول خدا ( ص ) را ديدم همان جا را كه چوب مىزنى مىبوسيد . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از يزيد بن ابى زياد به ما خبر داد كه * چون سر حسين را پيش يزيد آوردند با چوبدستى خود به دندانهاى حسين مىزد و مىگفت : هرگز گمان نمىكردم كه ابو عبد الله چنين دندانهاى زيبايى داشته باشد . گويد : در همان حال ديدم كه موهاى سر و محاسن او از زير خضاب به سپيدى مىزند .

بازگشت به سخن نخست

گويد : و چون بازماندگان و زنان و بار و بنه حسين ( ع ) رسيد ، بازماندگان را در حالى
هامش
[ 1 ] .من يذق الحرب يجد طعمها * مرّاً و تتركه بجعجاع[ 2 ] . بخشى از آيه 26 ، و سوره سوم - آل عمران . [ 3 ] . لطفاً به پا برگ شماره 97 مراجعه شود .