( 1 ) « چه نيكو آزادهاى كه چون حسين او را فراخواند ، همان بامداد جان خود را بخشيد » . [ 1 ]
حسين ( ع ) خطاب به عمر بن سعد گفت : همانا به خدا سوگند بر آنچه كه مىبينى روزى پيش خواهد آمد كه تو را ناخوشايند خواهد بود . سپس دستهاى خود را به سوى آسمان برافراشت و عرضه داشت : پروردگارا ! مردم عراق مرا فريب دادند و نسبت به من مكر ورزيدند و نسبت به حسن ( ع ) هم كردند آنچه كردند . كردگارا كارشان را پراكنده ساز و شمارشان را از بن برانداز .
عمر بن سعد بر حسين ( ع ) هجوم آورد و نخستين كس كه دست به جنگ يازيد يكى از بردگان عبيد الله بن زياد به نام سالم بود كه از صف بيرون آمد و تير انداخت و هماورد خواست ، عبد الله بن تميم بن . . . به جنگ او بيرون شد و او را كشت . [ 2 ] در اين هنگام حسين ( ع ) در حالى كه جبهء خز خاكسترى بر تن داشت برابر خيمهء خود نشسته بود و تيرها بر چپ و راست او فرو مىباريد و پسرك سه سالهاى از او كنارش بود . عقبة بن بشر اسدى تيرى بر او زد و كودك را كشت .
عبد الله بن عقبه غنوى تيرى بر ابو بكر بن حسين ( ع ) زد و او را كشت [ 3 ] . سليمان بن قتّه در اين باره چنين سروده است :
« قطرهاى از خونهاى ما بر دامن قبيلهء غنى است و قطرهاى ديگر بر دامن قبيله اسد شمرده مىشود و به ياد مىآيد » [ 4 ]
هامش
[ 1 ] .لنعم الحر حر بنى رياح * و حر عند مشتبك الرماح
و نعم الحر ناداه حسين * فجاد بنفسه عند الصباحدر پارهاى از منابع مصراع دوم بيت اول « صبور . . . » ضبط شده است .
[ 2 ] . در متن همچنين نقطه چين است .
[ 3 ] . ميان پسران حضرت سيد الشهداء كسى به نام ابو بكر نيست . خود محمد بن سعد هم در فصل فرزندان آن حضرت از ابو بكر نام نبرده است . بدين جهت پذيرفتن اين روايت دور از احتياط است - م .
[ 4 ]و عند غنى قطرة من دمائنا * و فى اسد اخرى تعدّ و تذكرسليمان بن قته از شاعران قرن اول و دوم هجرى و از مرثيه سرايان حضرت سيد الشهداء عليه السلام است . نقل همين بيت از او در طبقات نشانى از نامورى اوست . از شرح حال او آگهى چندانى نداريم . ابن شهر آشوب در معالم العلماء ، چاپ نجف ، 1380 ق ، ص 152 او را در زمرهء شاعران متقى نام برده است . مرحوم امين در اعيان الشيعه ، ج 1 ، بيروت 1403 ق ، ص 169 و مرحوم حاج شيخ عباس قمى در الكنى و الالقاب ، ج 1 ، چاپ صيدا ، 1357 ق ، ص 371 چند سطرى درباره او نوشتهاند - م .