( 1 ) محاصره كردند . گويد : هرگز كسى را با آن همه اندوه و زخم چنان پايدار و دل استوار نديده بوديم كه در همان حال همچون سواركارى دلير جنگ مىكرد و هر گاه بر آنان مىتاخت همگى از برابرش چنان مىگريختند كه گلههاى بز از شير و حملهاش مىرمند . بخشى از روز را بر همين حال سپرى كرد ، مردم هم اين دست و آن دست مىكردند و خوش نمىداشتند بر او بتازند ، شمر بن ذى الجوشن بر آنان فرياد كشيد كه مادرهايتان بر سوگتان بگريند ، منتظر چه چيزى از اوييد ، بر او حمله بريد . نخستين كسى كه به حسين نزديك شد زرعه بن شريك تميمى بود كه شمشيرى بر دوش چپ او زد و حسين چنان شمشيرى بر دوش او زد كه او را بر خاك افكند . در اين هنگام سنان بن انس نخعى به جنگ با او پرداخت و نخست نيزهاى بر بيخ گردن حسين زد و سپس آن را بيرون كشيد و بر استخوانهاى سينهاش زد و حسين عليه السلام با پيشانى بر خاك افتاد . سنان براى جدا كردن سر او از اسب پياده شد . خولىّ بن يزيد اصبحى هم با او پياده شد و سرش را جدا كرد و پيش عبيد الله بن زياد برد و اين دو بيت را خواند : « بر ركاب من زر و سيم فرو ريز كه من پادشاه گرانقدر را كشتم ، برترين مردم از لحاظ پدر و مادر و برترين آنان را به هنگام بيان نسب كشتم » . [ 1 ] گويد : عبيد الله چيزى به او نداد . [ 2 ]
بر پيكر حسين ( ع ) سى و سه زخم يافتند و در جامههايش نشان يكصد و ده و چند تير و شمشير . او كه خدايش از او خشنود باد به روز جمعه دهم محرم سال شصت و يك كشته شد و در آن هنگام پنجاه و شش سال و پنج ماه از عمرش سپرى شده بود . جعفر بن محمد مىفرموده است : حسين عليه السلام در حالى كشته شد كه پنجاه و هشت سال داشت .
همراه حسين ( ع ) هفتاد و دو تن كشته شدند و از ياران عمر بن سعد هشتاد و هشت تن هلاك شدند . آنان كه همراه حسين بن على كه خداى از هر دو خشنود باد كشته شدند بدين شرحاند :
1 . حسين بن على ابى طالب كه خداى از او خشنود باد . او را سنان بن انس نخعى كشت و خولىّ بن يزيد اصبحى نفرين شده سرش را از پيكر جدا كرد .
2 . عباس بن على - عباس اكبر - كه او را زيد بن رقاد جنبى و حكيم سنبسى از قبيله طى كشتند .
هامش
[ 1 ] .اوقر ركابى فضّه و ذهبا * انا قتلت الملك المحجبا
قتلت خير الناس امّا و ابا * و خيرهم إذ ينسبون النسبا[ 2 ] . اين موضوع را سبط ابن جوزى در تذكرة خواص الامه ، ص 256 ، از طبقات ابن سعد آورده است .