( 1 ) واقدى از عبد الحميد بن جعفر ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * خالد بن سعيد در فتح اجنادين و فحل و مرج الصفّر شركت كرد . [ 1 ] گويد ، ام حكيم دختر حارث بن هشام همسر عكرمة بن ابى جهل بود و عكرمه در جنگ اجنادين كشته شد . آن بانو چهار ماه و ده روز عده نگه داشت . يزيد بن ابو سفيان از او خواستگارى كرد . قبلًا هم خالد بن سعيد به او پيام داده و خواستگارى كرده بود و ام حكيم تقاضاى خالد را پذيرفت و خالد با مهريهء چهار صد دينارى او را به عقد خود درآورد . چون مسلمانان در مرج الصفر فرود آمدند خالد تصميم گرفت با ام حكيم عروسى كند . ام حكيم گفت : مناسب است عروسى را به تأخير افكنى تا خداوند اين لشكرها را پراكنده فرمايد . خالد گفت : دل من به من خبر مىدهد كه در اين جنگ كشته مىشوم . گفت : خود دانى و خالد كنار پلى در صفر كه معروف به پل ام حكيم شده است با او عروسى كرد و فرداى آن روز به ياران خود وليمه داد و هنوز آنان از خوراك فارغ نشده بودند كه روميان صفهاى خود را پشت سر يك ديگر مرتب كردند و مردى از ايشان كه نشان و حمايل بسته بود به ميدان آمد و هماورد خواست . ابو جندل پسر سهيل بن عمرو براى مبارزه بيرون آمد كه ابو عبيدة بن جراح او را منع كرد و حبيب بن مسلمه به جنگ او رفت و او را كشت و به جايگاه خود برگشت . در اين هنگام خالد بن سعيد به جنگ رفت و كشته شد . ام حكيم جامههاى خود را بر خويش استوار بست و زرهى پوشيد كه حلقههاى آن چهرهاش را هم پوشانده بود . مسلمانان و روميان كنار رودخانه جنگى سخت كردند و هر دو گروه پايدارى به خرج دادند و جنگ تن به تن بود نه تيرى مىانداختند و نه نيزه مىزدند و نه سنگى پرتاب مىكردند ، بلكه فقط صداى برخورد شمشيرها به يك ديگر و افتادن دستها و سرها و بدنها شنيده مىشد . ام حكيم در آن روز با ستون خيمهاى كه خالد در آن خيمه با او عروسى كرده بود هفت تن از دشمن را كشت . جنگ مرغزار صفّر در محرم سال چهاردهم هجرى و به روزگار حكومت عمر بن خطاب بود .
عبيد الله بن موسى از موسى بن عبيده ، از قول پيرمردان قبيلهء خود نقل مىكرد كه مىگفتهاند * خالد بن سعيد بن عاص كه از مهاجران بود ، مردى از مشركان را در جنگ كشت و جامههاى او را كه حرير و ديبا بود پوشيد و مردم شروع به نگاه كردن او كه با عمر
هامش
[ 1 ] . اجنادين كه به صورت جمع و تثنيه ضبط شده در منطقهاى در فلسطين است . فحل به كسر ، نام منطقهاى در شام است و صفّر جايى و مرغزارى ميان دمشق و جولان است و براى هر سه مورد ياقوت حموى در معجم البلدان توضيح بيشتر داده است - م .